0

رفسنجاني ! رفسنجاني !رفسنجاني!

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12867
محل سکونت : قم

رفسنجاني ! رفسنجاني !رفسنجاني!

یکی از مشکلات اصلی ما در اسارت اصلاح ریش بود چون از یکطرف به  هر ۸۰ نفر ۲ تا ۳ تیغ می دادند و از طرفی می گفتند، همه  مرتب بايد ريششون را تیغ كنند.واگر كسي يه كمي ريشش بلند مي شد مورد شكنجه قرار مي گرفت ريش من گرچه  نصف و نيمه بود وهنوز كامل نشده بود اما بعضي موقع زور اين تيغهاي خسته به آن نمي رسيد. و مشكل ديگر ما اين بود كه هر موقع سرباز عراقي را مي ديديم بايد بلافاصله احترام مي گذاشتيم ، البته من هميشه سعي مي كردم كه جلوشان ظاهر نشم  تا احترام بذارم. ولي روزي در يكي از روزهاي داغ تابستان در محوطه اردوگاه نشسته بودم و بد جوري تو خود بودم (در فكر آزادي و بازگشت به ايران بودم ) و متوجه آمدن كسي نبودم ، يهو ديدم سرباز عراقي به ريش نصف و نيمه ما دستي كشيد و با تشبيه ريش ما به ريش رئيس جمهور وقت وبا  گفتن: رفسنجاني ! رفسنجاني !رفسنجاني!(كه آن موقع آقاي رفسنجاني رئيس جمهور كشورمان بود) دوتا كشيده آبدار نثار ما كرد. كه صداي آن هنوز توگوشم مانده.
منبع:وبلاگ خاطرات حسن زمانی ثمرین
kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

چهارشنبه 1 دی 1389  1:55 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها