0

سلامت روان، ضرورتي كه از كودكي بايد به ‌آن توجه كرد

 
daneshmandan
daneshmandan
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 2202
محل سکونت : بوشهر

سلامت روان، ضرورتي كه از كودكي بايد به ‌آن توجه كرد

 
در 25 سال گذشته مشكلات رواني - اجتماعي به عنوان يكي از رايج‌ترين و مزمن‌ترين شرايط دوران كودكي و نوجواني قلمداد شده‌اند. مطالعات همه‌گيرشناسي نشان داده‌اند كه 12 تا 25 درصد بچه‌هاي مدرسه‌اي و در حدود 13 درصد بچه‌هاي پيش‌دبستاني حداقل از يك نوع اختلال رفتاري و يا هيجاني رنج مي‌برند و البته اين مشكلات در گروه‌هاي در معرض خطر نظير خانواده‌هاي با درآمد پايين يا تك‌والدي بيشتر است. يك راه ممكن براي حل اين چالش، گنجاندن آزمون‌هاي روان‌سنجي به عنوان قسمتي از ويزيت دوره‌اي كودكان است تا توسط والدين و يا خود كودكان تكميل شود و اين امر باعث تسهيل در تشخيص و درمان مشكلات رواني اجتماعي مي‌شود.

 

از آنجايي كه 3 مشكل رواني اجتماعي يعني مشكل در توجه و تمركز، مشكلات دروني‌سازي همچون اضطراب و افسردگي و مشكلات بيروني‌‌سازي همچون اختلال سلوك در اولين سال‌هاي تولد شكل مي‌گيرد و از شايع‌ترين مشكلات دوران كودكي محسوب مي‌شوند، در پرونده اين هفته سعي كرديم تا با توضيح علائم و دلايل بروز اين مشكلات و ارائه پرسشنامه‌اي شما والدين را در تشخيص زودهنگام مشكلات رفتاري كودكان ياري كنيم.

دكتر اميرشيرواني

اختلالات اضطرابي جزو شايع‌ترين اختلالات در كودكي و نوجواني محسوب مي‌شوند و بيش از 10 درصد اين گروه سني در مقطعي از رشد دچار اين اختلالات مي‌شوند. اضطراب جدايي يك پديده رشدي عالمگير انسان است كه در شيرخواران كمتر از يك سال تظاهر مي‌كند و نشان‌دهنده آگاهي كودك نسبت به جدايي از مادر است. بروز اضطراب جدايي گذرا در كودكان خردسال هنگامي كه براي بار اول وارد مدرسه مي‌شوند، طبيعي است. حدود 15 درصد كودكان خردسال هنگامي كه با مكان‌ها يا افراد ناآشنا روبه‌رو مي‌شوند، ترس پايدار، كمرويي يا كناره‌گيري اجتماعي بروز مي‌دهند. تشخيص اختلال اضطراب جدايي وقتي قطعي مي‌شود كه اضطرابي مفرط و نامتناسب با سطح رشد و هنگام جدايي از شخص مهم مورد دلبستگي بروز كند. تشخيص اضطراب جدايي ايجاب مي‌كند كه حداقل 3 علامت مربوط به نگراني مفرط در مورد جدايي از شخص مورد دلبستگي وجود داشته باشد. اين نگراني‌ها ممكن است به شكل امتناع از رفتن به مدرسه، ترس و ناراحتي موقع جدايي، شكايت مكرر از علائم جسمي نظير سردرد و دل‌درد هنگامي كه جدايي در پيش است و كابوس مربوط به موضوعات جدايي، تظاهر كند.

شيوع اختلالات اضطرابي برحسب گروه سني كودكان مورد مطالعه و ابزارهاي تشخيصي به كار رفته متفاوت گزارش شده است. 5/9 درصد كودكان پيش‌دبستاني واجد ملاك‌هاي يك اختلال اضطرابي هستند. اختلال اضطرابي جدايي در بچه‌هاي كوچك شايع‌تر از نوجوانان است و شيوع آن در دختر و پسر مساوي مي‌باشد. اين اختلال ممكن است در سال‌هاي پيش از مدرسه شروع شود؛ ولي اغلب سن شروع آن بين 7 تا 8 سالگي است. ترس از انواعي از موقعيت‌هاي ناآشنا يا غيرمنتظره ممكن است به صورت ندانسته توسط الگوپذيري مستقيم از والدين به كودك منتقل شود. در ضمن اگر يكي از والدين ترسو باشد كودك احتمالا دچار انطباق هراسي با موقعيت‌هاي جديد بخصوص با محيط مدرسه خواهد شد. به نظر مي‌رسد برخي والدين با محافظت افراطي از فرزندانشان از خطرات مورد انتظار يا مبالغه در مورد خطرات، اضطراب را به آنها مي‌آموزند. براي مثال اگر در هنگام رعدوبرق در داخل اتاق از ترس قوز كنيد به كودك مي‌‌آموزيد كه همان كار را بكند. اگر از موش يا حشرات بترسيد، عاطفه ترس را به كودك خود منتقل مي‌كنيد. برعكس اگر هنگام اولين نگراني هراسي كودك از حيوانات شديدا عصباني شويد، ممكن است از طريق ابراز خشم بسيار شديد موجب پيدايش نگراني هراس در كودك شويد.

رفتارهاي نامناسب در دوران كودكي

رفتارهاي مقابله‌جويانه و پرخاشگرانه در كودكي جزو شايع‌ترين دلايل ارجاع كودكان و نوجوانان براي ارزيابي سلامت روان هستند. بسياري از كودكاني كه رفتارهاي منفي يا مقابله‌جويانه نشان مي‌دهند، وقتي بزرگ مي‌شوند شيوه‌هاي ديگري براي ابراز وجود پيدا مي‌كنند و در دوران بزرگسالي اين رفتارها را نشان نمي‌دهند. اما كودكاني كه از اوايل كودكي الگوي پايداري از رفتارهاي پرخاشگرانه را نشان مي‌دهند و حقوق اساسي همسالان و اعضاي خانواده را زيرپا مي‌گذارند ممكن است با گذشت زمان به سمت الگوي تثبيت‌شده‌اي از رفتارهاي سلوك مختل پيش روند. كودكاني كه دچار اختلال نافرماني مقابله‌جويانه هستند مرتب با بزرگسالان جر و بحث مي‌كنند و زودرنج هستند كه اين زودرنجي منجر به حالت عصبانيت و رنجش مي‌شود. اين كودكان در كلاس درس در ارتباط با همسالان مشكل دارند، اما مجموعا به رفتار تخريبي قابلتوجهي متوسل نمي‌شوند. برعكس، كودكان مبتلا به اختلال سلوك، مرتب اعمال خشونت‌بار شديد انجام مي‌دهند كه ممكن است سبب آسيب جسمي به خود يا ديگران شود و اغلب حقوق ديگران را زيرپا مي‌گذارند. خصوصيات رفتاري اين كودكان عبارتند از پرخاشگري نسبت به اشخاص يا حيوانات، تخريب اموال، تقلب يا دزدي و نقض متعدد مقررات از جمله فرار از مدرسه. اين الگوهاي رفتاري سبب بروز مشكلات مجزايي در مدرسه و نيز در روابط با همسالان مي‌شوند. اختلال سلوك خود به دو نوع فرعي تقسيم مي‌شود. نوع شروع در دوران كودكي كه در آن رفتارهاي مشخص اين اختلال پيش از 10 ‌سالگي ظاهر مي‌شود و نوع شروع در نوجواني كه در آن خصوصيات رفتاري پيش از 10 سالگي بروز نمي‌كند.

البته رفتار منفي‌گرايانه و مقابله‌جويانه ممكن است از لحاظ رشدي در اوايل كودكي طبيعي تلقي شود.

ميزان شيوع اين اختلال 2 تا 16 درصد است، هرچند اختلال نافرماني مقابله‌جويانه ممكن است از 3 سالگي نيز آغاز شود، ولي نوعا تا 8 سالگي شروع مي‌شود و معمولا شروع آن قبل از دوره نوجواني است. اين اختلال قبل از سن بلوغ در پسران شايع‌تر است و پس از آن نسبت جنسي احتمالا برابر مي‌شود. رفتارگرايان معتقدند كه مقابله‌جويي، رفتار آموخته‌شده و تقويت‌شده‌‌اي است كه كودك از طريق آن صاحبان قدرت را كنترل مي‌كند. مثلا وقتي كودك با درخواستي نامطلوب مواجه مي‌شود، با جار و جنجال والدين را وادار مي‌كند درخواست خود را پس بگيرند. به علاوه توجه زياد والدين (مثلا بحث‌هاي طولاني درباره اين رفتار)‌ ممكن است رفتار مذكور را تقويت كند.

مشكل‌‌در‌‌توجه و تمركز، اضطراب و افسردگي و اختلال سلوك در اولين سال‌هاي تولد شكل مي‌گيرد و از شايع‌‌ترين مشكلات دوران كودكي محسوب مي‌شوند

كودكان دچار اختلال سلوك ممكن است در چهار زمينه زير رفتارهايي بروز دهند: پرخاشگري جسماني تا تهديد صدمه به ديگران، تخريب اموال ديگران يا خود، دزدي يا فريبكاري و نقض مكرر قواعد متناسب با سن. اختلال سلوك مجموعه پايداري از رفتارهايي است كه با گذشت زمان شكل مي‌گيرد و غالبا مشخصه آن پرخاشگري و تجاوز به حقوق ديگران است. اختلال سلوك با بسياري از اختلالات ديگر از جمله اختلال كم‌توجهي بيش‌فعالي، افسردگي و اختلالات يادگيري همراه است و علاوه بر آن با چندين عامل رواني اجتماعي نظير سطح پايين اجتماعي اقتصادي، روش تربيتي خشن و تنبيهي، اختلافات خانوادگي، فقدان نظارت مناسب والدين و فقدان كفايت اجتماعي ارتباط دارد. ميزان شيوع اختلال سلوك در كل جمعيت 10 1 درصد تخمين زده مي‌شود. اختلال سلوك در پسرها به نسبت 12 4 بار شايع‌تر از دخترهاست. اين اختلال در كودكان والدين مبتلا به اختلال شخصيت ضد اجتماعي و وابستگي الكل از جمعيت كلي شايع‌تر است. روش تربيتي تنبيهي و خشن كه وجه مشخصه آن پرخاشگري كلامي و جسماني شديد است موجب بروز رفتار پرخاشگرانه در كودك مي‌شود. وضعيت آشفته خانه با اختلال سلوك و بزهكاري مرتبط است. طلاق به خودي خود يك عامل خطرساز محسوب مي‌شود، ولي تداوم خصومت، نفرت و دلخوري بين والدين مطلقه ممكن است در بروز رفتارهاي غيرانطباقي در كودك نقش مهم‌تري داشته باشند. در كودكاني كه دچار محروميت‌هاي اقتصادي اجتماعي هستند، خطر ابتلا به اختلال سلوك بالاتر است. همين امر درباره كودكان و نوجواناني كه در محيط‌‌هاي شهري پرورش مي‌يابند شايع است. به نظر مي‌رسد بيكاري والدين، فقدان شبكه‌ اجتماعي حمايت‌كننده، فقدان مشاركت مثبت در فعاليت‌هاي اجتماعي جزو عوامل پيش‌بيني كننده بروز اختلال سلوك هستند.

اختلال نقص توجه بيش‌فعالي

اين اختلال عبارت است از الگوي پايدار عدم توجه و يا بيش فعالي و رفتارهاي تكانشي كه شديدتر و شايع‌‌تر از آن است كه در كودكان با سطح رشد مشابه ديده مي‌شود. اين اختلال در پسرها شايع‌تر از دخترهاست. هر چند اين اختلال معمولا تا سن 3 سالگي شروع مي‌شود ولي معمولا تا زماني كه كودك وارد دبستان نشده تشخيص داده نمي‌شود.

علت اين اختلال دقيقا معلوم نيست، ولي احتمال مي‌رود كه موارد زير در به وجود آمدن آن نقش داشته باشند: مواجهه با سموم در دوره قبل از تولد، زودرسي و صدمه مكانيكي قبل از تولد به دستگاه عصبي جنين، عوامل ژنتيك، آسيب‌هاي مغزي و...

در مدرسه كودكان مبتلا به اين اختلال ممكن است به سرعت پاسخ دادن به سوالات امتحاني را شروع كنند، اما پس از جواب دادن يكي‌‌دو سوال دست از فعاليت بردارند. ممكن است نتوانند منتظر نوبت خود شوند و بخواهند به جاي فردي ديگر جواب دهند. در خانه هم قادر نيستند حتي براي چند لحظه هم خاموش باشند. اين كودكان اغلب از نظر هيجاني بي‌ثبات بوده و به آساني خنده يا گريه سر مي‌دهند و خلق و عملكرد آنها نيز متغير و غيرمنتظره است. چنين كودكاني اغلب مستعد حادثه هستند. مشكلات تحصيلي هم در اين كودكان در زمينه يادگيري و هم در زمينه رفتاري شايع‌اند. اين مشكلات گاهي از اختلالات ارتباط يا اختلالات يادگيري همزمان و يا حواس‌پرتي و نوسان توجهي كودك ناشي مي‌شوند. حواس‌پرتي و نوسان توجه سبب كندي فراگيري، ذخيره‌سازي و ابراز معلومات مي‌شود. اين مشكلات به‌خصوص هنگام آزمون‌هاي گروهي خود را نشان مي‌دهد.

سير اين بيماري بسيار متغير است. نشانه‌‌ها ممكن است تا نوجواني يا بزرگسالي تداوم يابند. ممكن است در سن بلوغ فروكش كنند و يا ممكن است بيش فعالي برطرف شده ولي كاهش توجه و مشكلات كنترل تكانه باقي بمانند. بيش‌فعالي معمولا نخستين نشانه‌اي است كه فروكش مي‌كند و حواس‌پرتي آخرين نشانه‌اي است كه برطرف مي‌شود.

دكتر امير شيرواني

سه شنبه 30 آذر 1389  10:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها