0

تقدیم به مادران...

 
borkhar
borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 19319
محل سکونت : اصفهان

تقدیم به مادران...

افسران - به شرط اینکه بخوابی !

وقتی بچه بودم کنار مادرم می خوابیدم وهرشب یه آرزومی کردم
مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ 

می‌گفت «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی.»

یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ 

می‌گفت «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی.»

یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟»

گفت «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی.» 

هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم.

اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.

دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید 

«هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟»

گفتم «شب‌ها نمی‌خوابم.» گفت «مگر چه آرزویی داری؟»

گفتم «تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.»

گفت «سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی.

خدایا دلم به سان قبله نماست...وقتی عقربه اش به سمت "تو"می ایستد آرام می شود

"ان الله مع الصابرین ...همانا خداوند با صابرین است"

پنج شنبه 17 اردیبهشت 1394  4:40 PM
تشکرات از این پست
kordabadi khodaeem1 mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها