0

وسترن ايراني در ناکجا آباد

 
khodaeem1
khodaeem1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 89277
محل سکونت : خراسان رضوی

وسترن ايراني در ناکجا آباد

وسترن ايراني در ناکجا آباد
 
 
نقدي بر مجموعه تلويزيوني «ميکائيل» ساخته سيروس مقدم

سيروس مقدم در فاصله سال هاي 77 تا 94 حدود30 مجموعه تلويزيوني کارگرداني کرده که برخي از آن ها نيز جزو پرمخاطب ترين ها فهرست شده است. مسافر(79)، پليس جوان(80)، نرگس(85)، اغماء(86)، چارديواري، زيرهشت، پايتخت(89)، تا ثريا(90)، پايتخت2، بچه هاي نسبتا بد(92)، پايتخت3 و مدينه(93) شماري از پرمخاطب ترين سريال هاي وي در سال هاي اخير است. سيروس مقدم در «ميکائيل »جديدترين ساخته پليسي اش داستان پليسي جوان و سخت کوش را روايت مي کند که درناکجاآبادي فرضي با نام« شصت کيلومتر» براي استقرار نظم و آرامش تلاش مي کند .کارگردان تلاش کرده است با حضور قهرماني محبوب و عدالت خواه و ضد قهرماني کينه توز، به گفته خودش« وسترني ايراني » را به تصوير بکشد. وي داستان پر التهاب اش را در صحنه هاي مختلفي چون دريا، بيابان، اسکله، ايستگاه قطار، راه  آهن، قايق و لنج روايت مي کند. تهران، بندرعباس ، قشم و خطه شمال محدوده مأموريت ميکائيل مي شود وتلفيق دريا و بيابان در کنار هم فضا را براي تصوير کردن« وسترن ايراني » کارگردان فراهم کرده است . سيروس مقدم در« ميکائيل» با پيوند اتفاق هاي ملتهب خانوادگي و اجتماعي و ماجراهاي پليسي ملو درامي مخاطب پسند را روايت مي کند که بر دل مخاطب مي نشيند.

 

وقت آن است که لب به تحسين گشود

مهم ترين نکته سريال «ميکائيل» که به سادگي نبايد از آن گذشت و لب به تحسين آن گشود«قهرمان پروري »است که بي شک دليل اصلي جذب بينندگان اين اثر است. چرا که سال هاست ديگر در فيلم ها و سريال ها يمان نشاني از قهرمان به چشم نمي خورد. در حالي که سينماو تلويزيون به قهرماناني زميني از جنس مردم نياز دارد.قهرماني که مثل خودمان کاستي هايي دارد و مانند ما مرتکب اشتباهاتي نيز مي شود اما براي بهبود شرايط خود و ديگران تلاش مي کند. تجربه نشان داده است با خلق چنين شخصيت ها يي مي توان براي مردم و بهبود سبک زندگي شان قهرمان آفريد و به آنهاالگو داد. حسن اخلاق و وجدان کاري، عدالت خواهي وآرمان طلبي، ، حجب و حيا، فداکاري ومهر ورزي «ميکائيل » و همچنين غيرت داشتن به ناموس وغرور وتعصب «رشيد» از ويژگي هاي اخلاقي است که مي تواند براي مخاطب الگو ساز باشد. آن هم در زمانه اي که بسياري از اين ويژگي ها در هجوم برنامه هاي مختلف شبکه هاي ماهواره اي در جامعه مدرن و لجام گسيخته امروزي به ويژه در ميان نسل جوان چندان پررنگ به نظر نمي رسد .خلق قهرمان محبوب مردم نکته اي است که کارگردانان سينما و مجموعه سازان سيما سال هاست آن را از خاطر برده اند و بي شک نبود قهرمان علت اصلي ناکامي سينما و البته تلويزيون در زمينه جذب مخاطب انبوه در ساليان اخيراست.

 

درگيري مخاطب با آدم هاي داستان

در ميان آثار پليسي و اجتماعي اخير سيما« ميکائيل»؛ در فرم و محتوا حرف هايي جديددارد و پرداخت حرفه اي ودراماتيک فيلم نامه آن را متمايز کرده است. سيروس مقدم به بزرگنمايي ، حادثه پردازي و کليشه هاي رايج آثار جنايي- پليسي بسنده نکرده است وبا مطلق انگاشتن آدم هاي مثبت و منفي، چند ماجراي سطحي را در آوردگاه دزد و پليس روايت نمي کند.

وي با چيدمان دقيق و باورپذير آدم ها، وماجراها، کليشه ها را پشت سر مي گذارد و سريالي استاندارد وخوش ساخت روانه آنتن مي کند که البته برخي ضعف ها و کاستي هايش در سايه چند نقطه قوت درخشان از نگاه بيننده دور مي ماند.

اگر چه برخي شخصيت هاي سريال از حد انتظار پررنگ ترند و در طراحي آنها اغراق شده است امابازيگران در ميکائيل تا حد زيادي متفاوتندو البته قابل درنگ. عليرضا خمسه (آقا خان) تا پيش از اين هرگز در قالب ضد قهرماني البته کاريکاتوري پدرخوانده (البته به سبک مارلون براندو در پدر خوانده که فقط لب هاي افتاده و کجش نشان از پدرخوانده بودنش دارد) نرفته است. کامبيز دير باز (ميکائيل) هم تا اين حد قهرمان نبوده و پرويز پورحسيني (عبدا...) نيزشبيه همه پدرهاي فرزند دوستي نيست که تا به حال بازي کرده است. مجيد واشقاني (سروان محمدي) نيزهمان پليسي نيست که همواره و هميشه به قاب کوچک مي آمده است. مهدي صبايي (رامين برادر ياس) . چهره اي جديد از بازيگري اش رو مي کند و حتي بهنوش طباطبايي(ياس) هم در نقش زني که بر او ستم مي شود کم تر ظاهر شده است . متين ستوده (مهري) نيز در کليشه  زن هاي مظلوم و سرخورده نمانده است. در اين ميان کامران تفتي(رشيد) در پرخاشگري ، انتقام جويي ،تعصب، غيرت، عصبيت ،جنون، نگاه هاي خشم آلود و بيان و لحن ،تفاوت چنداني با ديگر نقش هاي کارنامه اش ندارد. ميکائيل تجربه تازه اي در کارنامه سيروس مقدم به حساب مي آيد. او باز هم در طراحي رنگ، دکوپاژ و ميزانسن و تدوين وموسيقي تيتراژ پاياني به ابتکارات تازه اي دست زده است. بي ترديد آن چه «ميکائيل »را براي مخاطبان ميليوني سيما کنجکاو و جذاب مي سازد، چگونگي نحوه روايت و اوج و فرودهايي است که به تماشاي آن نشست.

 

يک پايان خوش غير قابل انتظار

البته «ميکائيل» با وجود ضرباهنگ مناسبش در برخي لحظات ريتمي کند دارد و برخي آدم هايش باور پذير نيستند و حتي گاه اضافه به نظر مي رسند. ميکائيل يک تنه تمام کارها را انجام مي دهد و زماني که پليس به ميدان مي آيد کارها تمام شده است .برخي حرکت هاي دوربين چشم را مي آزارد و برخي سکانس ها نيز بر اساس قاعده تصادف پيش مي روند.اغراق در شخصيت پردازي سپيد و سياه برخي آدم ها نيز نمي گذارد مخاطب با آن ها همراه شود. با ديدن آغاز پر فراز و نشيب و ملتهب قسمت هاي نخست «ميکائيل» در انتظار يک پايان بندي غافلگيرکننده بوديم . اما در يک پايان خوش "پيرمرد محترم پولدار بازنشسته" با تير ميکائيل و رشيد نيز با تير آقاخان کشته مي شود و آدم بد هاي داستان به جزاي خود مي رسند.مقدم در يک بيانيه تصويري «مهري» و «ميکائيل» راکنار دريا در حال نقاشي نشان مان مي دهدکه از روزهاي تلخ و شيرين ديروز و آينده مبهم فردايشان به هم مي گويند وخط بطلاني مي کشد بر آن چه مي پنداشتيم . شايد نمي خواست کام مان را بيش از اين تلخ کند تابه روزهايي بهتر فکر کنيم. به همين سادگي!

 

نکات برگزيده نقد

«قهرمان پروري »دليل اصلي جذب بينندگان اين سريال است

در طراحي برخي شخصيت هاي سريال اغراق شده است

برخي سکانس ها نيز بر اساس قاعده تصادف پيش مي روند

در يک پايان خوش همه آدم بد هاي داستان به جزاي خود مي رسند

 

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست ، طوفان زده ام راه نجاتی بفرست ، فرمود که با زمزمه ی یا مهدی ، نذر گل نرگس صلواتی بفرست

پنج شنبه 17 اردیبهشت 1394  9:37 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها