0

مادر قدیم و جدید

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

مادر قدیم و جدید

مادر قدیم و جدید

 

این شعر را برای مادرهای قدیم سروده بودند.

 

شبها بر گاهواره من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

 

اما شعری که برای مادران جدید می توان سرود این گونه است:

 

گویند مرا چو زاد مادر

روی کاناپه لمیدن آموخت

شبها بر تلویزیون تا صبح

بنشست و سریال دیدن آموخت

بر چهره سبوس و ماست مالید

تا شیوه خوشگلیدن آموخت

هر ماه برفت نزد جراح

آیین چروک چیدن آموخت

دستم بگرفت و برد بازار

همواره طلا خریدن آموخت

با قوم خودش همیشه پیوند

از قوم شوهر بریدن آموخت

آسوده نشست و با پیامک

جک های خفن چتیدن آموخت

چون سوخت غذای ما شب و روز

از پیک مدد رسیدن آموخت

پای تلفن دو ساعت و نیم

گل گفتن و گل شنیدن آموخت

بابام چو آمد از سر کار

بیماری و قد خمیدن آموخت

دوشنبه 14 اردیبهشت 1394  11:02 PM
تشکرات از این پست
09130670628 salma57 borkhar
دسترسی سریع به انجمن ها