0

توكل كن به خدا

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

توكل كن به خدا

راوي :همرزم شهيد
منبع :خاطرات همرزمان
اولين عمليات لشكر بود كه بعد از فرمانده شدن حاج مهدي انجام مي دادم . دستور رسيد كنار زبيدات مستقر شويم . وقتي رسيديم ، رفتم روي تپه ي كنار جاده . قرار بود لشكر كربلا ، سمت راست ما را پر كند. عقب مانده بودند و جايشان عراقي ها ، راحت براي خودشان مي رفتند و مي آمدند.رفتم پيش حاج مهد. خم شده بود روي كالك عملياتي . بي سيم كنارش خش خش مي كرد. موضوع را گفتم. نگاهم كرد . چهره اش هيچ فرقي نكرد. لب خند مي زد. گفت « خيالت راحت. برو. توكل كن به خ. كربلا امشب راستمونو پر مي كنه » از چادر آدم . آرام شده بودم.bيرون

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

یک شنبه 13 اردیبهشت 1394  9:59 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها