0

ولادت با برکت

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

ولادت با برکت

ولادت با برکت

 

با برکت بودن ولادت امام جواد علیه السلام نکته ای است که در کلام امام رضا علیه السلام به چشم می خورد. یحیی صنعانی می گوید: در مکه خدمت حضرت رضا علیه السلام  
 

 

ولادت با برکت
 

با برکت بودن ولادت امام جواد علیه السلام نکته ای است که در کلام امام رضا علیه السلام به چشم می خورد. یحیی صنعانی می گوید:1 در مکه خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدم. ایشان مشغول پوست کندن موز بودند و به فرزند خردسالشان، حضرت جوادعلیه السلام، موز می دادند. گفتم: «فدایتان شوم، این کودک همان مولود مبارک است؟» فرمودند: (آری یحیی، این همان مولودی است که در اسلام، با برکت تر از او برای شیعیان ما متولد نشده است.)
نداشتن فرزند برای امام، بهانه ای برای واقفی ها شده بود که حتی امامت امام رضا علیه السلام را نیز منکر شوند. در زمانی که هنوز ابوجعفرعلیه السلام متولد نشده بودند، ابن قیامای واسطی که از واقفیان بود، به امام رضا علیه السلام گفت: «ممکن است [در یک زمان] دو امام وجود داشته باشد؟» امام فرمودند: «نه؛ مگر اینکه یکی از آن ها ساکت باشد.» گفت: «اینک امام ساکتی همراه ندارید [تا جانشین و امام بعد از شما باشد]؟» حضرت فرمودند: «به خدا سوگند که خداوند از من فرزندی می آفریند که به دست او، حق و اهل حق را ثابت کند و باطل و اهل باطل را از میان ببرد.» بعد از یک سال، ابوجعفرعلیه السلام متولد شدند.2
تولد امام جواد علیه السلام به نوعی چشم روشنیِ یاران و همراهان راستین امام رضا علیه السلام نیز بود. صفوان بن یحیی می گوید: به ابوالحسن الرضا علیه السلام گفتم: «پیش از آنکه خداوند ابوجعفر جواد علیه السلام را به شما عنایت کند، دربارۀ او می پرسیدم و می فرمودید: خداوند به من پسری عنایت خواهد کرد. بالاخره خداوند آن پسری که می خواستید، به شما عطا کرد و چشم ما روشن شد. خدا کند که مرگتان را نبینیم؛ ولی اگر حادثه ای رخ داد، بعد از شما چه کسی امام است؟» امام رضا علیه السلام با دست مبارکشان به ابوجعفر جواد علیه السلام اشاره کردند که در برابرشان ایستاده بود. گفتم: «قربانتان شوم، این کودک که فقط سه سال دارد!» امام فرمودند: «خردسالی او چه ضرری دارد؟ عیسی بن مریم علیه السلام در سه سالگی حجت خدا شد.»3


1. کافی، ج۶، ص ۳۶۰.
2. کافی، ج۱، ص ۳۲۱.
3. همان.

چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394  11:39 PM
تشکرات از این پست
salma57
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

دریای جود

دریای جود  

 

یکی از القاب امام نهم علیه السلام جواد است که به آن شهرت فراوان دارند. جواد نامی از نام‌هاى زیباى پروردگار متعال است که در وجود ائمه اطهار...  
 
دریای جود
 

یکی از القاب امام نهم علیه السلام جواد است که به آن شهرت فراوان دارند. جواد نامی از نام‌هاى زیباى پروردگار متعال است که در وجود ائمه اطهار تجسم یافته و در وجود امام جواد علیه السلام با توجه به شرایط نمود بیشتری یافته است. زندگی حضرت سرشار از نمونه‌های این فضل و بخشش است.
مردى از اهالى سیستان که در سفرى با امام جواد علیه السلام همراه شده، خاطره‌اى شنیدنى از آن سفر را گزارش کرده است، او مى گوید:
در سال اوّل خلافت معتصم من با امام نهم همسفر شدم. همه‌جا با هم بودیم. روزى در سر سفره غذا نشسته بودیم که عرض کردم: فدایت شوم! فرماندار شهر ما، یکى از دوستان و شیفتگان شما اهل بیت علیهم السلام است. مأمورین او براى من مالیات نوشته و پرداختن آن برایم سنگین است. شما لطف کنید و نامه اى براى او بنویسید که با من مدارا کند. امام فرمود: من او را نمى شناسم. گفتم: فدایت شوم! همان طورى که عرض کردم، او از محبّین شما اهل بیت علیهم السلام است. نامه شما براى من در نزد او خیلى کارساز و مشکل گشا خواهد بود. امام کاغذى را برداشته و چنین نوشت:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم؛ اما بعد، حامل این نامه به تو، نکته زیبائى را یادآور شد که تو به آیین پسندیده اى گرایش دارى! مطمئنّاً تو در مقابل عمل نیک، پاداش نیکى خواهى داشت. به برادرانت احسان کن و بدان خداوند از ریزترین اعمال و رفتارت سؤال خواهد کرد.
مرد سیستانى در آخر مى گوید: قبل از رسیدن من به سیستان، حسین بن عبدالله نیشابورى (فرماندار سیستان) از نامۀ امام با خبر شده بود و هنگامى که من به شهرم نزدیک مى شدم، هنوز دو فرسخ مانده بود که به استقبالم آمد. نامه را به او دادم. او آن را بوسیده و روى چشمانش گذاشت و به من گفت: چه مى خواهى؟ گفتم: در دفتر محاسبات شما براى من مالیاتى نوشته اند که توان پرداخت آن را ندارم. دستور داد آن را براى من ببخشند و اضافه کرد: تا زمانى که من فرماندار شهر شما هستم، تو را از خراج و مالیات معاف کردم. سپس از خانواده‌ام پرسید و من وضعیت اقتصادى خود و خانواده‌ام را برایش شرح دادم. او دستور داد که در مورد مشکل معیشتى من اقداماتى انجام شود و مقدارى هم اضافه به من کمک کرد.
تا او زنده و در منصب فرماندارى سیستان بود، از من مالیات و خراج نگرفتند و احسان و عطایایش را تا آخر از من قطع نکرد. (شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6، ص 334

چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394  11:40 PM
تشکرات از این پست
salma57
دسترسی سریع به انجمن ها