|
مردي که گلوي زن مورد علافه اش را بريده بود در پليس آگاهي به جرم خود اعتراف کرد و جزييات حادثه را شرح داد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ 26 فروردين ماه يک فقره پرونده مبني بر قتل خانم «ب-ف» جهت انجام تحقيقات و شناسايي و دستگيري قاتل يا قاتلين به پليس آگاهي ارسال شد.
ابتدا از همسر متوفي تحقيق به عمل آمده که اظهار داشت: من و همسرم راننده سرويس مدارس هستيم و ساعت 17:40 به اتفاق هم از منزل خارج و جهت انجام کار از يکديگر جدا شديم تا اينکه ساعت 20 دقيقه بامداد متوجه شدم همسرم به منزل بازنگشته و نگران شدم. وي ادامه داد: دخترم اعلام داشت مادرش قبل از ساعت 20 دقيقه بامداد به تلفن منزل تماس گرفته و به او گفته شام را آماده کن من هم چند دقيقه ديگر ميآيم اما هرچه به گوشي همسرم تماس ميگرفتم گوشي او خاموش بوده که به اتفاق چند نفر از دوستان و آشنايان در سطح شهر به دنبال او گشتيم اما نه اثري از او و نه از اتومبيل وي پيدا کرديم و به همين جهت به کلانتري مراجعه کردم.
همسر مقتول در ادامه بيان داشت: ساعت 7 صبح روز چهارشنبه مورخه 26 فروردين با من تماس گرفته شد مبني بر اينکه جسدي با مشخصات همسرم در جاده کريم آباد پيدا شده و از من خواسته شد جهت شناسايي به محل بروم که بلافاصله به سمت کريم آباد حرکت و متوجه شدم جسد همسرم ميباشد.
تحقيقات جهت شناسايي قاتل يا قاتلين با جديت ادامه داشت و نتيجه اقدامات بيانگر آن بود که در ساعت 19:34 عصر با شمارهاي تماس داشته لذا مالک خط شناسايي، دستگير و به آگاهي استان منتقل شد که اظهار داشت: خانم “ب-ف” را ميشناسم و چندين بار به محل کارم واقع در ميدان بار انقلاب آمده و اجناسي خريداري کرده و حتي يک فقره چک مربوط به من داده است. وي ادامه داد: 25 فروردين ماه متوفي با من تماس گرفته و پس از احوال پرسي بيان داشت که آن يک فقره چکي که نزد من ميباشد را فردا به محل کارم ببرم تا او بيايد و از من بگيرد که من هم قبول کردم اما نيامد تا اينکه شنيدم نامبرده به قتل رسيده و من حاضرم قسم ياد کنم که از قتل وي هيچگونه خبري ندارم. در ادامه يکي ديگر از مخاطبين مقتول شناسايي و به آگاهي استان احضار شد که پيرامون موضوع از وي تحقيق و عنوان داشت: اين خط متعلق به من ميباشد و حدود 2سال است که در اختيار شوهرم ميباشد، لذا وي شناسائي و دستگير شد.
وي در تحقيقات بيان داشت: خانم «ب-ف» را ميشناسم، و مدتي است با وي قطع رابطه کردهام و اين يک فقره چک کشف شده متعلق به من ميباشد، من در تاريخ 20 آبان ماه 93 جهت خريد قطعات تراکتور خانم «ب-ف» را ديدم و با توجه به اينکه از قبل او و همسرش را ميشناختم از من تقاضاي يک فقره چک ضمانتي کرد و من هم تقبل کردم و يک فقره چک بانک به مبلغ يک ميليون ريال بابت ضمانت به او دادم.
وي ابتدا از قتل خانم «ب-ف» اظهار بياطلاعي نموده اما با توجه به شواهد، قرائن، مستندات و ادله موجود در نهايت لب به اعتراف گشوده و بيان داشت: در روز حادثه که سالگرد مراسم مادر يکي از دوستان همسرم بود بوسيله خودرو شخصي به اتفاق همسرم به شهرستان نکاء روستاي ورجي محله رفته بودم و بعد از صرف ناهار بعلت اينکه مراسم زنانه بود آمدم و از قبل باخانم «ب-ف» هماهنگ بودم، به گرگان آمدم و وي نيز خودرو خود را در يکي از شهرکهاي اطراف گذاشت، براي من پيامک فرستاد وگفت بيا، نزد او رفتم و باهم با خودرو شخصيام به سمت کردکوي رفتيم.
وي افزود: سپس به روستاي اسلام آباد منزل خودم رفتيم و چون کسي در منزل نبود حدود يک الي دو ساعت آنجا بوديم، زمان خداحافظي او زودتر از من به بيرون اتاق رفت و خواستم شومينه را خاموش کنم که متوجه شدم خانم «ب-ف» از پلهها سقوط کرده و سرش به لبه سنگ پلهها برخورد کرد، هرچه او را صدا زدم جواب نميداد و در حال جان دادن بود اما از بردن او به بيمارستان ميترسيدم چراکه ممکن بود رابطهمان افشا شود، او همچنان در حال زجر کشيدن بود که من بوسيله يک تيغه کارد گلوي او را بريدم تا خلاص شود و سپس با يک شال و مشماي مشکي سر و گردن او را بستم. متهم در ادامه اعترافاتش گفت: چون خون زيادي از وي ميرفت دو عدد کيسه گوني تهيه و از سر تا کمر وي کشيدم، روي صندلي عقب خودروام گذاشتم و جسدش را از ماشين به بيرون انداختم و از محل متواري شدم، و بعد به دنبال خانوادهام رفتم.
در ادامه مأمورين آگاهي با راهنمايي متهم جهت کشف اموال مقتول به محل اعزام شدند که تعداد 9حلقه النگو، 1 رشته زنجير طلا، 1 رشته دستبند، 2جفت گوشواره و همچنين آلت قتاله کشف و ضبط گرديد. گفتني است، پرونده جهت سير مراحل قانوني به دادسراي عمومي و انقلاب گرگان ارسال شد.
|