اعتمادبهنفس را به گونههای مختلف تعریف کردهاند:
احساس خوب داشتن به خود، ابراز خشم مناسب، راحت ارتباط برقرار کردن با دیگران، موفق بودن در کارها و...
درواقع اعتمادبهنفس پوششی برای کودک است تا او را از هر گزند و آسیبی در کودکی و بزرگسالی محافظت کند و بتواند در برخورد با مشکلات توانمندتر باشد. بهنظر میرسد کودکانی که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند میتوانند راحتتر بر مشکلات و فشارهای منفی غلبه کنند، اما کودکانی که اعتمادبهنفس کمتری دارند بهراحتی دچار ناامیدی و اضطراب میشوند و نمیتوانند راهحل مشکلات خودشان را بهخوبی پیدا کنند.
معمولا احساسات کودکان نسبت به خودشان از والدین و اطرافیان نزدیک شکل میگیرد و والدین به کودکان نشان میدهند چه ارزشی دارند.
والدین اقدامات زیادی برای پرورش اعتمادبهنفس کودکان میتوانند انجام دهند ولی خیلی مهم است که خودشان اول مهارتهایی داشته باشند، ما زمانی میتوانیم مهارت یا مطلبی را به کسی آموزش دهیم که خودمان همین مهارت و مطلب را بلد باشیم.

والدین میتوانند برای پرورش بهتر کودکان خودشان موارد زیر را رعایت کنند:
1- خیلی با هم جروبحث نکنند.
2- سعی کنند بهگونهای با کودک خودشان صحبت کنند که کودک نیازمند صحبت و تایید دیگران نباشد.
3- سعی کنند در مقابل پرسشهای کودکان بهگونهای برخورد کنند تا کودک با خیال راحت تمام مسایلش را بیان کند و پدر و مادر را تنها منبع ارضای کنجکاویهای خودش بداند.
4- کودک را در مورد کارهایی که از دید او مهم است (حتی جمع کردن یک کتاب) تحسین کنند.
5- سعی کنند با کودک بدون خشم برخورد کنند و بهترین راه برقراری ارتباط موثر با او را یاد بگیرند.
6- والدین این نکته را درک کنند که کودک هنوز آگاهیهای کمی دارد و آموزشهای تخصصی ندیده است.
نوزادی که در آغوش گرفته نمیشود، به چهرهاش با محبت نگاه نمیشود، محبت بدون قید و شرط دریافت نمیکند، برایش لالایی خوانده نمیشود، با ملایمت به او غذا داده نمیشود، اولین درسی که میگیرد احساس بیارزشی است، که خود باعث پرورش اعتمادبهنفس پایین میشود.
نکته مهم شاید نگاه والدین به کودک باشد نگاهی که باعث انتقال عشق و محبت است؛ نگاهی که باعث کشف استعدادها و تواناییهای کودکان است و باعث رفتارهای مثبت کودک است بیایید به کودکان توجه عمیق و از صمیم قلب نشان دهیم. گاه کودک گریه میکند، جیغ میکشد، وسایلش را میشکند و... این به نظر والدین یعنی کودک مشکل رفتاری دارد در حالیکه خیلی اوقات کودکان برای اینکه دیده شوند و برای اینکه توجه بگیرند برخی رفتارها را انجام میدهند.
از دید کودک، گاه داد زدن پدر و مادر بهتر از هیچ توجهی نداشتن است. ما باید بتوانیم نکات مثبت آنها را پررنگتر جلوه دهیم، آنها را مقایسه نکنیم، گاه برخی رفتارهای منفی کودک را اگر باعث آسیب نیست نادیده بگیریم و به او فرصت دهیم تا برخی چیزها را در کنار ما تجربه کند.
کودک نمیتواند همیشه طبق الگوی ما رفتار کند، بگذارید کنار شما گاهی خودش فکر کند و تصمیم بگیرد او نیاز به استقلال دارد تا تمرین و تجربه کند. گاهی ما والدین تمامی کارهای کودک را خودمان انجام میدهیم و بهاصطلاح دلسوزی میکنیم در حالیکه این دلسوزی نیست پرورش اعتمادبهنفس پایین است، احساس وابستگی شدید به والدین است و حس بیمسوولیتی را پرورش دادن است.
گاه به کودکانتان خوب گوش دهید یعنی زمانی به دور از هر کاری کنار کودک بنشینید و دقیقا به حرفهایش گوش دهید به چشمهایش نگاه کنید؛ او را در آغوش بگیرید و خلاصه حرفهایش را برایش تکرار کنید. مهم نیست ما چقدر زمان بگذاریم، مهم این است در زمانی که کنار فرزندمان هستیم کیفیت ارتباط را بالا ببریم تا کودک بفهمد مهم است. هنگام صحبت کردن کودک حرف او را قطع نکنید، راهکار ارایه ندهیم بگذاریم خودش کمکم راهکارهایش را پیدا کند.
این را بپذیریم که کودکان گاهی احساساتی داشته باشند که با احساسات ما متضاد باشد. مثلا امکان دارد کودک به برادر یا خواهر کوچکترش حسادت داشته باشد، احساس خشم کند و... سعی کنید احساسش را بپذیرید و بگذارید کودک در مورد آنها با شما صحبت کند اگر کودک این احساسات را بازگو نکند؛ شما آن را سرکوب کنید و... باعث آسیبهای جبرانناپذیر در بزرگسالی میشود.
برای پرورش اعتمادبهنفس سعی کنید رفتار مثبت کودک را بدون قضاوت همراه با احساسی که خودتان نسبت به آن رفتار دارید بازگو کنید. تمامی تلاشهای کودک را (چه موفق شده باشد چه نشده باشد) قدردانی کنید و همراه قدردانی، احساسات خودتان را هم بیان کنید. هنگام دستور دادن به کودک سعی کنید جمله را سوالی نپرسید (اتاقتو جمع میکنی ؟)، حتما به کودک نگاه کنید، کودک مشغول بازی نباشد بهصورت مبهم دستور ندهید (دختر خوبی باش -این خوب بودن را باید دقیق تعریف کنید) به گونه مثبت بیان کنید، تحقیر نکنید و انتظارتان با سن کودک هماهنگ باشد.
هنگام تربیت کودک بین شما و همسرتان در مورد هر موضوع تفاهم کامل برقرار باشد، انتظار خودتان را واضح بیان کنید.
در برخورد با کودک باید روشهای خلاقانه بهکار بست هر کودکی روحیه متفاوتی دارد خلاقیت والدین در برخورد با فرزندان کلید موفقیت آنهاست.
سعی کنید خودتان روی احساس خشم، کنترل داشته باشید و هنگام آموزش و تربیت کودک عصبانی و خشمگین نباشید.
هنگام تشویق کردن کودک هر کار کوچکی را هم تشویق کنید و از تشویقهای کلامی (آفرین باریکلا و...)، فیزیکی (در آغوش گرفتن؛ بوسیدن و...)، خریدن هدیه (لباس، کفش، عروسک و...) گاه بیرون بردن کودک (سینما، پارک و...) بهصورت تواما استفاده کنید. چیزی را بهعنوان تشویق در نظر بگیرید که کودک دوست دارد نه چیزی که آرزوی خودتان بوده است.
کودک را با هیچکس مقایسه نکنید کودک شما منحصر به فرد است و شبیه هیچکسی نیست.
مسوولیتهای هرچند کوچک را برای کودک در نظر بگیرید کاری که بتواند بهراحتی انجام دهد (مثلا بردن نمکدان سر سفره و...) و دچار سرخوردگی نشود و حس مسوولیتپذیری و اعتمادبهنفس هم تشویق گردد.
با او با احترام برخورد کنید، با او بازی کنید، از او تعریف و تمجید کنید تا بتواند از زندگی لذت ببرد، راهحلهای زیادی برای مسایلش داشته باشد و باور داشته باشد خوب، دوستداشتنی و قابل اعتماد است و احساس غرور و رضایت کند و بداند عقیده خودش در مورد احساساتش مهمتر از بقیه است و بتواند ویژگیها، استعدادها و تواناییهای خودش را بشناسد ولی غلو نکند. حس حسادت و خشم نداشته باشد، بتواند بهتر زندگی کند، بیتفاوت نباشد و از شکست دیگران شاد نباشد. مسوولیت زندگی و احساساتش را بپذرد، آرامش ذهنی و جسمی داشته باشد، ارتباط موفق و موثر با دیگران برقرار کند.
منبع:مجله موفقیت- گوهریسنا انزانی