داستان كوتاه : داستان زيبا (4)
| |
داستان كوتاه : داستان زيبا (4) |
|
 |
آگهي مرگ نوبل
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودي بود كه اين شانس را داشت تا قبل از مردن ، آگهي وفاتش را بخواند!
زماني كه برادر نوبل، لودويگ فوت شد ، روزنامه ها به اشتباه فكر كردند كه نوبل معروف (آلفرد نوبل ، مخترع ديناميت) مرده است . آلفرد وقتي روزنامه صبحش را مي خواند با ديدن آگهي صفحه اول ميخكوب شد:
“ آلفرد نوبل ، دلال مرگ و مخترع مرگ آورترين سلاح بشري مُرد ”
آلفرد خيلي ناراحت شد . با خود فكر كرد : آيا خوب است كه من را پس از مرگ اين گونه بشناسند ؟
سريع وصيت نامه اش را آورد و جمله هاي بسياري را خط زد و اصلاح كرد . پيشنهاد كردثروتش صرف جايزه اي براي صلح و پيشرفت هاي صلح آميز شود.

امروزه نوبل را نه به نام ديناميت ، بلكه به نام مبدع جايزه صلح نوبل و جايزه هاي فيزيك ، شيمي نوبل و ... مي شناسيم . او امروز، يك هويت ديگري دارد.
يك تصميم براي تغيير يك سرنوشت كافي است.
|
" بر روی بالشـی که از مــرگ پرنده ها پـر است
نمی تـوان خواب پــرواز را دیـد "
AmInO
سه شنبه 30 آذر 1389 2:00 PM
تشکرات از این پست