0

موتور قرضي

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

موتور قرضي

راوي :همرزم شهيد
منبع :خاطرات همرزمان
موقع انتخابات ، مسئول صندوق بودم . دست كه بلند كرد ، آقا مهدي را توي صف ديدم تازه فرمانده لشكرشده بود. به احترامش بلند شدم. گفتم بيايد جلوي صف. نيامد. ايستاد تا نوبتش شد. موقع رفتن ، تا دمِ در دنبالش رفتم پرسيدم « وسيله دارين ؟ » گفت « آره » . هرچه نگاه كردم ، ماشيني آن دور و بر نديدم رفت طرف يك موتور گازي. موقع سوار شدن . با لبخند گفت « مال خودم نيست از برادرم قرض گرفته ام.»

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

شنبه 5 اردیبهشت 1394  11:28 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها