0

چون به شما علاقه دارم ، به روی چشم

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

چون به شما علاقه دارم ، به روی چشم

چون به شما علاقه دارم ، به روی چشم

در تاریخ جنگ های بین المللی و مذهبی ، حفظ اسرار از شاخصه های مهم  پیروزی طرفین  بوده  . كه عدم بی اعتنایی به رعایت آن بعضاً‌ خسارات جبران ناپذیری را به بار آورده است . در جنگ عراق علیه جمهوری اسلامی ایران ، عملیات (والفجر8) رعایت این اصل مهم در كنار اصل غافلگیری ، فتح بندر استراتژیك فاو را در پی داشت . ابراهیم حالت عجیبی داشت و بیشتر اوقات در حال ذكر و دعا بود و كمتر حرف می زد . نخل های بوفلفل شاهد ذكر و مناجات شبانه اش بوده اند و محرم اسرار او در نیمه های شب آن هنگامی كه اشك شوق وصال مولا از چشم های او جاری می شد . ابراهیم به شهید محمدتقی عظیمی كه فرمانده گروهان شهید دستغیب از گردان امام حسین (ع) را بر عهده داشت ، تذكر می داد كه حتماً 48 ساعت قبل از شروع عملیات به من اطلاع بده و محمد تقی می گفت خلاف مقررات است ، ولی چون به شما علاقه زیادی دارم چشم .

شاید گفتن اسرار یك عملیات بزرگی چون والفجر 8 دور از تحمل و تدبیر یك فرمانده باشد ، ولی كسی كه تمام وجودش را وقف اسلام و انقلاب نموده است خود اسراری دارد و دلدادگی با مولا و خود سرّی است كه از درون خود دارد . شهید  تقی 48 ساعت قبل از شروع عملیات به ابراهیم اطلاع می دهد كه خلاصه شب موعود فرا رسیده است و ابراهیم با شنیدن این خبر چهره اش خندان می شود و از تقی تشكر می كند . ابراهیم در این ساعات مانده به شروع عملیات كارش ذكر و دعا در میان نخل های بوفلفل بود و كسی نمی دانست كه او از خدا چه می خواهد . خلاصه شب عملیات فرا می رسد و هنگام عزیمت است و وداع  عاشقان و طلب شفاعت خواستن از یكدیگر . هنگام سوار شدن قایق ها ، شهید تقی به ابراهیم می گوید : ابراهیم تو چرا اصرار داشتی زمان عملیات را بدانی . ابراهیم گفت : می خواستم در این ساعات آخر عمرم بهتر با خدایم حرف بزنم. شهید ابراهیم كیانی و شهید محمد تقی عظیمی در همین عملیات به فیض بزرگ شهادت نائل می شوند .                   

«به روان پاك همه ی شهدای عملیات فاو درود می فرستیم.»

دوشنبه 31 فروردین 1394  4:03 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها