0

یاد شهدا؛ چه سود؟!

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

یاد شهدا؛ چه سود؟!

 یاد شهدا؛ چه سود؟!

خاطره‌ای از همسر شهید كاوه

شهید کاوه

از میان جمع فقط دو سه نفر را می‌شناختم بقیه را تا به حال ندیده بودم و نمی‌شناختمشان.

زود با هم انس گرفتیم و تا سفره را پهن كنند ، از هر دری صحبت كردیم.

نیم ساعتی بعد از شام آماده رفتن شدیم .

تو حیاط به حاج آقا محمودی گفتم : «آقا محمود را صدایش بزنین ، بگید كه آماده‌ایم».

حاج آقا با تعجب نگاهی به من كرد و گفت : مگر شما خبر ندارید ، گفتم : چی‌رو ؟ گفت رفتن آقا محمود را . یك آن فكر كردم اشتباه شنیدم.

گفتم : كجا رفت؟ چرا به من چیزی نگفت؟ چند تا از خانمها كه تو حیاط بودند كنجكاو شده بودند كه محمود كجا رفته و اصلاً چرا خبرم نكرده.

آقای محمودی كه فهمید من از رفتن محمود بی اطلاعم گفت : «داشتیم شام می‌خوردیم كه از منطقه تلفن زدن ؛ باهاش كار فوری داشتن .

گوشی را كه گذاشت پا شد رفت فرودگاه تا بره منطقه»

باورم نمی‌شد كه هنوز نیامده ، راه بیفتد طرف كردستان ، نتوانستم خودم را كنترل كنم و زدم زیر گریه .

دست خودم نبود.

دفاع کماکان باقیست! و حتی اگر نه چنین باشد باید بدانیم که ما الگوهایی داریم در دسترس ،که مربوط به همین عصر و زمانند . و برای ما حجت تمام ....

 

 

چهار پنج ساعت بیشتر از آمدنش نگذشته بود او حتی هنوز تنها دخترش راندیده بود.

 

دفعه بعد كه آمد مشهد با اعتراض بهش گفتم : شما كه می‌خواستی بری ، حداقلش یك چیزی بهم می‌گفتی ، بی خبرم نمی‌گذاشتی.

در جوابم گفت : آنقدر وقت تنگ بود كه حتی نخواستم برای خداحافظی معطل شوم.

بعدها فهمیدم كه عراق تو منطقه والفجر 9 پاتك زده و محمود باید بدون حتی یك لحظه درنگ به منطقه می‌رفته به او حق دادم.

******

مرامشان را باید آموخت، شجاعت و ایثار ابو الفضل گونه مردانشان را و صبر و افشاگری زینب گونه زنانشان را. و اگر این نباشد بازگویی این خاطرات کاری است بس عبث و بیهوده.....

و اگر نبودند چنان زنان بزرگوار و صبوری ،کی برای مردانٍ راهی چون کاوه، توان دفاعی چنان استوار بود؟ کی می توانستند چون شیران غران بر دشمن بتازند بدون دغدغه زن و فرزند . بی شک ورای هر کدام از راست قامتان آن دوران زنی با دلی شیر ، صبور ، برد بار و شجاع و همان گونه راست قامت ایستاده بود.

و چنین است که پیر مرادمان؛ امام خمینی ؛ فرمود از دامن زن مرد به معراج می رود.

اما امروز ما مانده ایم و مرام آموختنی آنان.

آیا صرف اینکه خاطراتی از آنان را بخوانیم و لحظه ای بیندیشیم که روزگارانی بود و مردانی و زنانی آن چنان، کافی است؟

نه عزیز ! دفاع کماکان باقیست! و حتی اگر نه چنین باشد باید بدانیم که ما الگوهایی داریم در دسترس ،که مربوط به همین عصر و زمانند . و برای ما حجت تمام ....

یا حسین

که کسانی در دوران ما بوده اند   آن چنان عمق، قیام حسین(ع)  را دریافته بودند که با چنین اخلاصی از دنیا و زر و زیور فریبنده آن درگذشتند و کوچکترین پاداششان نیز این شد که در آنٍ رفتن سر بر آغوش مولایشان  گذاشتند . همانی که آرزوی همه ماست. مصداق "عاشَ سَعیدا وَ ماتَ سَعیدا"به کجا می رویم؟؟!

در این روزگار که مردمان در مرداب روزمرگی ها غوطه ورند و همه به خود مشغول ، بازگویی این خاطرات چه سود؟

مرامشان را باید آموخت، شجاعت و ایثار ابو الفضل گونه مردانشان را و صبر و افشاگری زینب گونه زنانشان را. و اگر این نباشد بازگویی این خاطرات کاری است بس عبث و بیهوده.....

جمعه 28 فروردین 1394  2:29 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها