0

جایگاه دعا در قرآن چیست؟

 
mohsen_alavi
mohsen_alavi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 8348
محل سکونت : تهران

جایگاه دعا در قرآن چیست؟

 
 
Doa01.jpg

دكتر سيد محسن ميرباقرى‏

«وَ قالَ ربُّكُم ادْعُونى أسْتَجِبْ لَكُم إنَ الّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَن عِبادَتى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ‏؛[1] و پروردگارتان فرموده است مرا بخوانيد؛ تا شما را اجابت كنم. آنان كه از عبادت من كبر بورزند، به زودى با ذلّت و خوارى، به دوزخ درآيند». قرآن كريم اين‏گونه به صراحت بندگان خدا را به دعا فرا مى‏خواند.

قرآن در بيان حقايق، سبكى ويژه دارد؛ سبكى كه تا كنون و براى هميشه، كسى را ياراى ارائه همانندى براى آن نبوده است. در سبك بيان قرآن، نكاتى فراوان به چشم مى‏خورد كه رعايت همه آنها در متن، جهتى از اعجاز اين متن آسمانى و كلام الهى را به نمايش مى‏گزارد.[2]

يكى از اين نكات، آن است كه قرآن كريم، گاهى موضوعى را مورد بحث قرار مى‏دهد؛ سپس درباره آن، نكته يا نكاتى را مطرح مى‏كند؛ اما اين نكته را در قالب قانونى عام و فراگير بيان مى‏دارد و در اين صورت، هم جزء و كل را نشان مى‏دهد و هم حكم را منحصر در موردى نگه نمى‏دارد و آن را تعميم مى‏دهد؛ به عنوان مثال، اين نوع طرح مطلب را در آيه‏ «اولى‏الأمر» مى‏توان مشاهده كرد؛ بدين صورت كه پس از فرمان اطاعت از ايشان، بيان مى‏دارد كه اگر درباره اولى‏الأمر دچار تنازع شديد، حل و فصل آن را به خدا و رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله‏ بازگردانيد و اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، در اين باره از قرآن كريم و رهنمودهاى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله بهره گيريد كه اين راه براى شما، بهترين و نيكوترين مرجع براى حل اختلاف است.[3]

ملاحظه مى‏شود كه در آيه مذكور براى حلّ اختلاف، به جاى اولى‏الأمر، از واژه «رسول» استفاده شده است؛ يعنى اگر شما درباره اولى‏الأمر يا به‏طور كلى در هر مسئله‏اى دچار تنازع شديد، آن را به خدا و رسول صلى‏الله‏عليه‏وآله بازگردانيد و از اين طريق، رفع مشكل كنيد.

مثال ديگرى از اين موضوع را در گفت‏وگوى مشركان با حضرت ابراهيم عليه‏السلام مى‏توان ديد. گويا آنها حضرت ابراهيم عليه‏السلام را از خشم خدايان خود مى‏ترسانند و آن حضرت در جواب مى‏گويد: چگونه من بايد از خشم خدايان شما بترسم و شما نبايد از خشم خداى جهان بترسيد كه از پيش خود براى او شريكانى تراشيده‏ايد؟

قرآن سپس مى‏فرمايد: آنان كه ايمان آورده و ايمان خود را به ظلم- و شرك- نيالوده‏اند، در امنيت به‏سر مى‏برند و ايمنى تنها از آن آنهاست و هم آنان رهيافته‏اند».[4]

در آيه فوق، به جاى كلمه «شرك»، واژه «ظلم» به كار رفته است و اين نشان مى‏دهد كه شرك، ظلم است و قانون نيز به صورت عام بيان شده است.

بنابراين، روشن مى‏شود كه «دعا» در زمره عبادات قرار دارد و در حقيقت، عبارت، شايد اين چنين معنى مى‏دهد: «كسانى كه از خواندن من و دعا كردن در پيش‏گاه من، استكبار بورزند ...» و به جاى آن فرموده: «آنان كه از عبادت من كبر بورزند ...» و اين جاى‏گزينى «عبادت» به جاى «دعا»، نشان مى‏دهد كه دعا، عبادت است و خواندن پروردگار بزرگ، حتى براى نيازهاى زندگى.

با توجه به اين نكته، به آيه مطرح شده بازمى‏گرديم و نكات زير را مورد توجه قرار مى‏دهيم:

1. دعوت به دعا؛ «وَ قالَ رَبُّكُم ادْعُونى»؛ در حقيقت، خداى رحمان بندگان خود را به اظهار حاجت فرامى‏خواند و از آنان مى‏خواهد كه دست نياز به سوى بى‏نياز بردارند و آن‏چه مى‏خواهند، از او بخواهند.

2. تضمين اجابت؛ «أسْتَجِبْ لَكُم»؛ به صورت شرط و جزا بيان مى‏دارد كه اگر شما مرا بخوانيد، شما را اجابت مى‏كنم. اين، يك وعده الهى است و وعده الهى، قطعى و مسلّم است كه «لا يُخْلِفُ اللهُ وَعْدَهُ‏».[5]

در اين‏جا ممكن است اين پرسش مطرح شود كه چرا برخى از دعاها به اجابت نمى‏رسند؟ در اين زمينه نكات زير بايد مورد توجه قرار گيرد:

الف. ممكن است دعا و خواندن، در واقع محقق نشود؛ زيرا خواندن رحمان، امرى قلبى است و زبان هم بايد در خدمت قلب، كمال دعا را محقق سازد؛ چنان‏كه فرموده‏اند: «خداى رحمان، دعايى را كه از قلب غافل و از لَهو سرچشمه گيرد، مستجاب نخواهد كرد». در حقيقت، درخواست غافلانه، دعا و خواندن نيست و برعكس، دعاى خالص، هرگز رد نخواهد شد؛ چنان‏كه در حديث آمده است: هرگاه فردى از شما بخواهد كه چيزى از پروردگارش نخواهد، مگر آن كه به او عطا كند، پس بايد از همه مردم مأيوس شود».[6]

ب. بايد در معناى اجابت، دقت كرد. معنى اجابت، آن است كه وقتى بنده خدا دست به سوى او برمى‏دارد و درخواست مى‏كند، از طرف خداى رحمان، پاسخ داده شود و معناى پاسخ دادن، توجه كردن به درخواست اوست؛ تا طبق مصالح برآورده شود.

اجابت تنها اين نيست كه همان‏گونه كه ما مى‏خواهيم، درجا و بدون فوت وقت، واقع شود؛ البته اين‏گونه اجابت، اجابتى كاملًا روشن و مشهود است؛ اما اگر خداى رحمان پاسخ بنده را و اجابت درخواست او را به آينده موكول كرد، تا مصالحى انجام گيرد، باز هم او را اجابت كرده است؛ حتى اگر حاجت وى را به نحوى كه او بخواهد، مصلحت نداند و به گونه‏اى ديگر برآورده كند، باز هم اجابت محقق شده است؛ هم‏چنان كه پدر براى فرزند چنين است و درخواست‏هاى وى را به شكل‏هاى مختلفى برآورده مى‏كند؛ مثلًا گاهى درجا خواسته او را فراهم مى‏كند و گاهى به او مى‏فهماند كه آن‏چه مى‏خواهد، به ضرر اوست و به شكل ديگرى به درخواست فرزندش توجه مى‏كند.

با اين نگاه، بايد گفت كه هر دستى كه خالصانه بالا رود، از سوى خداى رحمان، تهى برنمى‏گردد؛ هرچند بر حسب ظاهر اجابت را نبينيم.

3. آنها كه دعا نمى‏كنند؛ «إنَّ الّذينَ يَسْتَكْبِروُنَ عَنْ عِبادَتى»؛

در عبارت فوق، دو نكته مطرح شده است: الف. استكبار در عبادت؛ گويا كسانى هستند كه خود را بزرگ‏تر از آن‏

مى‏بينند كه در پيشگاه خداى رحمان، حالت بندگى به خود گيرند و براى خود عار مى‏دانند كه از احكام خدا، پيروى كنند و خود را پاى‏بند به دين او نشان دهند. ب. دعا برترين عبادات؛ دعا در زمره بهترين عبادات دانسته شده، زيرا بحث آيه درباره دعا است؛ ولى بيان مطلب با عبارت «عبادتى» آمده است كه نشان مى‏دهد دعا، عبادت پروردگار است. اين مطلب در اين حديث امام باقر عليه‏السلام به صراحت آمده است:

امام باقرعليه‏السلام مى‏فرمايد: خداى عزوجل مى‏فرمايد: همانا آنان كه از عبادت من تكبر ورزند، به زودى با حالتى سرافكنده و خوار، به دوزخ درآيند. آن حضرت سپس فرمود: در اين‏جا منظور از عبادت، دعاست و برترين عبادت، دعاست.[7]

4. جهنم جايگاه مستكبران: سَيَدْخُلُونَ جَهَنّمَ داخِرينَ؛

در اين عبارت قرآنى، دو كيفر براى مستكبران در پيشگاه خداى رحمان ذكر شده است؛ الف. جهنم؛ كسانى كه با حالت استكبار در برابر خدا و دين خدا قرار گيرند، كيفرشان جهنم خواهد بود. در ميان بندگان خدا، جمعى به حقايق الهى ايمان مى‏آورند و در برابر او، خضوع و خشوع دارند؛ اما در عمل، كوتاهى مى‏كنند. درباره آنان، اميد رحمت پروردگار، وجود دارد؛ اما كسانى كه خود را بزرگ‏تر از آن مى‏بينند كه به گفته پيامبران الهى تن دهند، اينان را اميدى براى صلاح و رستگارى نيست؛ چنان كه فرعون از مستكبران بود و مى‏گفت: «آيا ما به موسى و هارون كه بشرى مثل خود ما هستند، ايمان بياوريم و حال آن‏كه قوم آنها برده ما هستند»؟

ب. خوارى و ذلّت مستكبران؛ افراد يا جريان‏هاى استكبارى، در عالم آخرت، كيفر استكبار خود را در حالت ذلّت و زبونى خواهند ديد و مستكبران در پيشگاه الهى، ذلتى ابدى خواهند داشت. نكته قابل توجه اين كه دعا هم همين حكم را دارد؛ زيرا دعا در زمره عبادات و بلكه افضل آنها شمرده شده است. پس بنده‏اى كه خود را نيازمند به عرض حاجت در پيشگاه خدا نبيند، دو زيان مى بيند؛ زيان حرمان از عنايات ربوبى كه بر اثر دعاى بنده رخ مى‏دهد و زيان در آخرت از جهت ذلت و عذاب؛ در حالى كه دعاكنندگان، از جانب خداى كريم مشمول لطف واقع مى‏شوند و طعم توجه و عنايت او را مى‏چشند و اضافه بر آن، توشه آخرت مى‏اندوزند و بالاتر از همه، به جوار قرب او راه مى‏يابند.[8]


[1] غافر، آية 60.

[2] ر. ك: ميرباقرى، ظاهر قرآن، باطن قرآن.

[3] نساء، آية 59.

[4] انعام، آية 82.

[5] روم، آية 6.

[6] مصباح‏الشريعه، باب دعا.

[7] كلينى، الكافى، ج 2، ص 466؛ عاملى، وسائل الشيعه، ج 7، ص 23؛ علامه حلى، عده الداعى، ص 39.

[8] نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها (معاونت آموزشى و پژوهشى استادان و دروس معارف اسلامى)، ويژه نامه پرسمان، 23جلد، مؤسسه فرهنگى و هنرى ابناء الرسول (ص) - تهران، چاپ: اول، 1392.

(به نقل از: نرم افزار گلشن فرهنگ و معرفت، ويژه نامه پرسمان، شماره 21)

 

وبلاگ شیعه 12 امامی

 

خواهد آمد مرهم زخم علی(ع) در کوچه ها

 

سه شنبه 18 فروردین 1394  2:33 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها