تاريخ : سال 1367
راوي :همرزم شهيد
منبع :نوازشگران جان(روايت عشق استان سمنان)
خاطره اي را كه درباره «احمد» مي نويسم برادر رزمنده اكبر نجاتي برايم نقل نموده است : «سال 64 از مهديشهر به سمت حميديه رهسپار شديم و در تيپ 21 امام رضا(ع ) گردان موسي بن جعفر گروهان المهدي مستقر شديم . عملّيات والفجر 8 در پيش بود. دسته اي كه من و شهيد احمد مختاري در آن بوديم متشكل از 33 رزمنده بود. شهيد احمد به عنوان آرپي جي زن وارد عمل شده بود. شب عملّيات دركانالي نزديك اروند قرار گرفتيم و سوار بر قايق آماده حمله بوديم . ساعت از ده شب گذشته بود كه عملّيات شروع شد و پس از عبور از اروند در جزيره ي ام ّالرّصاص به پيشروي ادامه داديم . داخل كانالها عراقي ها را عقب مي رانديم و يا آنها را از بين مي برديم . كسي كه سر ستون را هدايت مي كرد و در حدود 2 كيلومتر عراقي هاي مزدور را تعقيب مي كرد شهيد مختاري بود. نزديكي هاي صبح از طرف سردار رشيد شهيد بزرگوار نوروزي دستور رسيدكه سر ستون متوقف شود و عملّيات خاتمه يابد. يكي را فرستاديم كه ستون را متوقف سازد. شهيد مختاري كه موقعيت رامناسب ديده بود پيام داد كه اجازه داده شود تا صبح عملّيات ادامه يابد و مي گفت كار عراقي ها ديگر تمام است و انشاءاللّه جزيره را تثبيت مي كنيم . با فرستادن پيك ، يك شبانه روز ديگر آنجا مانديم . در اين عملّيات غرورآفرين شهيد مختاري به قدري آرپي جي و نارنجك رده بود كه صورتش از دودسياه شده بود. رشادت ايشان در اين عملّيات زبانزد عملّيات بود. اين دلاور مرد بزرگ سرانجام در سال 1367 بعد از چندين سال مبارزه به شهادت رسيد.