
بسم الله الرحمن الرحیم
(ولا تحسبن الذین قتیلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون)
سالگرد شهادت سردار سپاه اسلام حاج ابراهیم همت فرمانده سر افراز لشکر 27 حضرت رسول (ص) و یاد بود فرماندهان عزیز و همرزمان آن شهید را گرامی می داریم .
با سلام و درود به شهدا و امام شهدا که هر آنچه امروز از عشق و محبت سخن می رود گوشه ای از زوایای عمیق و ژرف طاعت و بندگی شهداست.
درود خداوند به این خط سرخ شهادت و رحمت بی پایان حق تعالی بر شهیدان خط سرخ در طول تاریخ ، اینان پیروان سید الشهدایند.
بگذار به بیان ساده شما را مهمان این شهدا کنم ، در این صبح لطیف که نسیم رحمت خدا می وزد از پر و بال زدن ملائکه.
بگذار صدای پر و بال زدن جمعیت ملائکه ای که به اشتیاق دیدار ضیافت شهدا آمده اند بشنویم .
باور کنید سخن گزاف نیست اگر بگوییم محبت این قبیله شهیدان ما را نیز چون تو تا سر حد گلبرگهای بنفشه از جمعیت بکائین فی الارض کرده است.
شهید عجب واژه ای است ، تمثیل در خور مقام آنها یافت نشود ، شهدا عند ربهم یرزقونند.
اینان آیه های عشق بودند ، برای یادمان آنان باید وضوی قربت گرفت و در نماز آگاهی و یقین به آنان اقتدا کرد، چرا که آنان هر نیمه شب به اوج یقین سفر می کردند و با کوله باری از نور باز می گشتند.
شهید هندسه عالم را شناخت و به مهندسی وجودش جامعه و ارزشهای آن همت گماشت.
اصلا واژه ای که به آن بتوان شرح عشق آنان را نگاشت در کدامین قاموس ثبت شده است؟
ما دیده ایم که چگونه در این ظلمت وانفسا از هور حیات نوشیدند و ابدی شدند، کوثر دجله را آشامیدند و به ساقی کوثر اقتدا کردند ، این حاجیان فکه تا صفای دوست در رمل دویدند تا زمزم فرات سیراب شدند و قربانی گشتند ، از میدان نفس معبر وصل گشودند و به ندای ارجعی لبیک گفتند و به معراج رفتند.
اینان همان مسجودان ملائک بودند و راز (انی اعلم ما لا تعلمون).
این شهدا در سرنوشت ساز ترین لحظه حیات مسلمین عجیب ترین چرخش فکری را بر مدار اندیشه خود به حرکت در آوردند و زیباترین گرایش را در فضای شکننده و سخت متلاطم به نمایش گذاشتند.
آنها با خون خویش آیات الهی را بر صفحات زرین تاریخ حک کردند ، آنها نمونه کامل یک مبارز فی سبیل الله بودند.
ای شهدا ما به شما غبطه می خوریم ، به سجده هایتان ، به ناله های نیمه شب پشت خاکریز ، چقدر محتاج سجده های زلال نیایش شما هستیم ، چقدر دلتنگ یک سجاده نیاز ، یک سجاده اشک ، یک سجاده اخلاص شما هستیم.
خاکریزهای دوران دفاع مقدس تا ملکوت اعلی بلند است، هنوز زمزمه های عاشقانه و عارفانه شهدا از میان سنگرهای شهر عشق به گوش می رسد.
هنوز ناله ها و بدنهای ترکش خورده و پاره پاره آنها از لابلای نیزارهای هور، مجنون ، چزابه ، اروندکنار و شلمچه همسنگران خود را به کمک و یاری می طلبد، اروند تشنه دیدار آنهاست.
آری تاریخ نویسان بنویسند که چگونه چلچله های این مرز بوم دستخوش خزان شدند.
به یاد شهدا به یاد آخرین نماز شب شان ، چه توسلی، چه کمیلی داشتند ، زیارت عاشورایشان چه حال و هوایی داشت ، امن یجیب شان دریایی بود از ناز نزد آن یار بی نیاز .
ای شهیدان که جوانمردی در ذائقه شما بود لحظاتی از خلوت بهشت فارغ شوید زخم ترکشها را فراموش کنید و از ما دلجویی نمایید.
ای شهدایی که در وقت خلوت و جلوت انس یافته اید با دلهای پر رنج ما بر آیید.
خدا حافظ ای شهدا ، ای گلبرگهای خونین شلمچه ، ای لبهای سوخته فکه ، ای گلبرگهای تشنه ، ای تشنه های فرات شهادت ، خدا حافظ شما رفتید و ما ماندیم و راه نا تمام .
آنها قبل از شهادت در کانال کمیل ، سه راهی شهادت ، طلائیه ، جزیره مجنون ، خیبر و بدر ، فکه و فاو ، دوعیجی ، بازی دراز ، آن لحظه های لقای خدای رحیم و عشق با سربند عباس ام البنین گفتند سلام ما را به امام برسانید و بگو ئید تا آخرین قطره خون مان مردانه ایستاده ایم و بعد سلامی فرستادند به سید الشهدا و لبخندی زدند بر لب و رفتند .
پنجره های شفاعت به فرمان شما گشوده خواهد شد، شهدا ما را یادتان نرود.
شهدا شرمنده ایم .
بار الها توفیق تبعیت راهشان و حفاظت از خون پاکشان را عطایمان فرما
آمین .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
شادی ارواح شهدا و امام شهدا الفاتحه مع الصلوات
ناصر ملکی