0

دروغگوترین آدم تاریخ ایران

 
ahmad1989
ahmad1989
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 214
محل سکونت : اصفهان

دروغگوترین آدم تاریخ ایران

 وحيد جليلي در مراسم رونمايي از كتاب «آقازاده عزیز» :

جنگ  جنگ غزه یک «سوگ مضحکه» تمام عیار بود

تمدن غرب دارای تناقضاتی است که می‌تواند دستمایه طنز شود. نمونه آخر این تناقضات ماجرای جنگ غزه بود که در واقع یک «سوگ مضحکه» تمام عیار بود. کشورهایی که مدعی هستند بشر از حقوق خودش تا حالا محروم بوده و حالا اینها آمده‌اند تا حقوق او را استیفاء کنند، در این ماجرا اینگونه رفتار کردند. یا در ماجرای حمله اتمی به ژاپن هم همینطور است. آن هم وقتی که ژاپن تسلیم شده بود اما آنها بمب اتم انداختند. آنوقت همین آدم‌ها از همه دنیا حق توحش می‌گیرند! از این طنزتر و کمیک‌تر دیگر چه چیزی وجود دارد؟!

غربزده‌ها از خود غرب هم مسخره‌تر هستند

جلیلی افزود: حالا از این کمیک‌تر و مسخره‌تر غربزده‌ها هستند؛ مسخره‌تر از خود غرب، غربزده‌ها هستند! از این جهت انقلاب اسلامی گنجینه‌های زیادی برای طنزپردازی دارد؛ چه در مواجهه با غرب و چه در مواجهه با هواداران عنود و با انگیزه غرب. اینکه افرادی که سراسر وجودشان و رفتارشان تناقض است، می‌خواهند جمهوری اسلامی و انقلاب سالامی را هجور کنند هم خود یک موقعیت دیگری برای طنزپردازی است.

اما ما چقدر از این موقعیتها و ظرفیت‌ها استفاده کرده‌ایم؟ اگر بخواهیم تقسیم‌بندی کنیم، در حوزه طنز تصویری کمی وضعمان بهتر است و افرادی چون مازیار بیژنی و شجاعی طباطبایی هستند که در این عرصه علمداری کرده‌اند و جوان‌هایی هم دارند به آنها اضافه می‌شوند. در بخش شعر طنز هم اگرچه از نثر طنز جلوتر هستیم اما مجموعاً خیلی عقب هستیم.

جریان طنز انقلاب باید آغاز شود

از اواخر دوره قاجار که مواجهه جدی انسان ایرانی با تمدن غرب شروع می‌شود، یکی از رویکردهای جدی‌ای که از سوی نخبگان و فرهیختگان جامعه برای مواجهه با غرب انتخاب می‌شود، طنز است. مثلا در کتاب مناظره «شوخ و شنگ» تناقضات فکلی‌ها و غربزده‌ها به ظنز کشیده می‌شود.

اما بعد از انقلاب گویی یک حرکت رو به افولی را در این عرصه شاهد بودیم و به جز تک جرقه‌هایی که –مخصوصاً بعد از فتنه 88- دیدیم، جریانی به اسم جریان طنز انقلاب شاهد نبودیم. این جریان باید آغاز بشود چه آنکه همه چیز فراهم است. چه از لحاظ مضمون در حوزه‌هایی مثل سیاست و اقتصاد و اجتماع که این حوزه‌ها هم خیلی از هم قابل تفکیک نیست. مثلا در یک شب 800 هزار کارمند را می‌گویند بروید خانه‌هایتان!

با یک چنین موجودات وقیحی طرف هستیم!

در فضای داخلی هم به اندازه کافی مضمون وجود دارد مثلاً کسانی که می‌خواهند نان انقلاب را بخورند اما بر خلاف آرمان‌های آن اقدام کنند. مثلاً چندی پیش جشنواره‌ای گذاشتند به نام اخلاق و نیایش و بعد دروغگوترین آدم تاریخ ایران را آوردند که در این جشنواره سخنرانی کند! آقای سیدمحمد خاتمی که بزرگترین دروغ‌های تاریخ ایران را گفته، می‌شود علمدار اخلاق جامعه! از این موقعیت کمیک‌تر؟! کسی که هشت سال در این مملکت رییس جمهور بوده و چند انتخابات برگزار کرده و یقین دارد، یقین دارد، یقین دارد که با این ساز و کارهای انتخاباتی نمیشه 11 میلیون تقلب کرد، میرود زیر علم تقلب سینه میزند و با دو سه نفر خائن دیگر این تهمت را در جهان می‌پراکند و بعد دیگران را به راستگویی دعوت میکند؛ ما با یک چنین موجوداتی طرف هستیم!

 نباید مبهوت وقاحت این موجودات شویم

میشود در برابر این چنین موجوداتی مبهوت ماند چون قرار گرفتن در برابر چنین حجمی از وقاحت ممکن است شما را مبهوت کند. اما رفتار مناسب‌تر این است که این وقاحت را به زبان مناسب خودش که طنز است پاسخ داد و در تاریخ ثبت کرد. پس در برابر وقاحتی که غرب و غرب‌زده‌ها در برابر جمهوری اسلامی از خودشان نشان می‌دهند، جریان طنز انقلاب اسلامی باید شکل بگیرد و روز به روز بر کمیت و محتوای خودش اضافه کند.

پنج شنبه 21 اسفند 1393  10:50 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها