هلاكت يا موت؟
در آيهي فوق آمده است كه: (وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ)[1] «و در صور دميده ميشود، پس همه كساني كه در آسمانها و زمينند ميميرند».
در اينجا اين سوال مطرح است كه چرا خداوند نگفت: (فَماتَ أوْ فَيَمُوتُ مَنْ في السّموات وَ مَنْ في الْاَرضِ) «همه زندگان آسمانها و زمين ميميرند)؟
جواب اين است كه: براي آنكه مَوْت، خروج روح از بدن است، و موجوداتي كه در عالم برزخ هستند بدن ندارند كه روح از آن خارج گردد و لذا تعبير به موت نكرده است. اما فناء و هلاكت اختصاص به خروج روح از بدن ندارد، بلكه شامل اين مورد و موارد ديگر كه موجودات زندهاي هستند و بدن ندارند ميشود و برهمين اساس خداوند دربارهي افراد بهشتي ميفرمايد:
(لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى)[2]
«هرگز مرگي جز همان مرگ اول (كه در دنيا چشيدهاند) نخواهند چشيد».
اين مرگ همان مرگي هست كه در دنيا بدانها رسيده است. با آنكه بهشتيها نيز از برزخ به قيامت رهسپار ميشوند و در اينجا خلع و لبس صورت ميگيرد بلكه فقط خلعي به وجود ميآيد، وليكن اين خلع تعبير به موت نشده است وگرنه بهشتيها بايد نيز دو موت داشته باشند.
و علت آنست كه نفس آنها در عالم برزخ گرفتار صورت نبوده و مقيّد و محبوس در آن نيست تا براي اخراج و رهايي آن نيازي به زحمت و نگراني و فزع و ترس و تحمل آلام و لوازم اين خلع شود؛ نفس آنها خود به خود از صورت خارج شده و به قيامت ميروند.
(يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ)[3]
«وارد بهشت ميشوند و در آن روز بيحساب به آنها داده خواهد شد».
اما غيربهشتيان دو مرگ دارند و دو حيات: اول؛ مرگ از دنيا و عالم طبع و ماده و ورود در عالم برزخ. دوم؛ مرگ از عالم برزخ و صورت و خلع صورت و لبس معناي مجرد نفسي و ورود در عالم قيامت[4].
[4] - معادشناسي، محمدحسين حسيني طهراني، ج 4، اقتباس از صص139-138