0

روزه مسافر

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

روزه مسافر

مكان : دزفول
راوي :همرزم شهيد
منبع :نوازشگران جان(روايت عشق استان سمنان)
اوّلين ماه رمضاني بود كه در جبهه حضور پيدا مي كرديم . تيرماه بود وهنوز مسايل مربوط به روزه را بلد نبوديم . ما نيروهاي دامغاني حدود بيست نفربوديم ، كه به عنوان اوّلين نيروي غير بومي وارد دزفول شده بوديم .
رزمندگان بسيجي دزفول مي گفتند: كه تا كنون اين جوانان دزفول بوده اندكه اين منطقه را حفظ كرده اند.
شهيد عين اللّه حامدي كه با هم از دامغان آمده بوديم ، فردي بسيار مقيّد بودو به مسائل شرعي اهميت زيادي مي داد. از جمله كارهاي ايشان اين بود كه درآنجا به طور دقيق روزه مي گرفت . ما ابتدا قبول نمي كرديم و مي گفتيم حكم مسافر را داريم و استقرار ما در اين منطقه در اختيار خودمان نيست ، لذا نبايدروزه بگيريم .
شهيد حامدي با جدّيت تمام روزه مي گرفت ؛ به طوري كه ما هم تحت تأثيرايشان چند روزي را روزه گرفتيم . تا اينكه در يكي از روزها دو روحاني بزرگواربراي باز ديد به جبهه آمده بودند. از ايشان مسأله روزه گرفتن را سؤال كرديم .ايشان با تبسّم و لبخند گفتند روزه صحيح نيست و خودشان شروع به خوردن وآشاميدن كردند. اكثر برادراني كه متأثر از شهيد حامدي روزه مي گرفتند، روزه خود را افطار نمودند.
امّا شهيد حامدي باز هم از افطار كردن خودداري نمود. هر چه به ايشان مي گفتيم كه روزه گرفتن صحيح نيست .او مي گفت : ما به خاطر ثواب روزه مي گيريم .
در اواخر همان ماه بود كه شبي دشمن ، آتش شديدي بر سر ما ريخت ؛ و آن بزرگوار به درجه رفيع شهادت رسيد.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

چهارشنبه 6 اسفند 1393  10:28 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها