تو را دارم حسين دارم
خدا را ز تو دارم صفاي اوليا را
به ذكر يا حسين غوغا نمايم
كنم پر شور بزم روضهها را
دعا در بين روضه مستجاب است
ضمانت كرده خون تو دعا را
قيامت هر كه را خواهي ببخشي
خدا بر تو سپرده ما سوي را
كنار سفرة اطعام هيئت
چِشَم من طعم نان هل اتي را
نكرده درك عمق اين مصيبت
هر كه منكر ميشود شور و نوا را
تمام شور ما از زينب توست
كه گريان كرد خيل اشقيا را
به سينه ميزد و ميگفت زينب
چسان بينم سر از تن جدا را
بحق او مكن نوميدم ارباب
به روز حشر كن تاييدم ارباب