دو بيتي هاي وداع
وداع جان ز تن آسان نباشد
كسي غير از تو بر من جان نباشد
به دنبال برادر بين صحرا
الهي خواهري گريان نباشد
***
بيا اين كهنه پيراهن به تن كن
بيا اي گل تن خود را كفن كن
تو ميدوني چه حالي داره زينب
بيا و يك دعايي بهر من كن
***
به هر سو بنگري ياري نداري
به غير من مدد كاري نداري
الهي بيش از اين غربت نبيني
كه مظلومي و غمخواري نداري
***
مرا آوارة صحرا مگردان
مرا از داغ خود شيدا مگردان
به جان مادر پهلو شكسته
مرا سيلي خور اعدا مگردان