0

ماهيگيرو مرد پولدار

 
seyedjafarfatemi
seyedjafarfatemi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 1643
محل سکونت : اصفهان

ماهيگيرو مرد پولدار

 

يه روز يه مرد پولدارنزديك يه درياچه ايستاده بودو به درياچه نگاه مي كرد.همون موقع يه ماهي گير با قايقش كه توش چندتا ماهي صيد كرده بود , داشت از درياچه رد ميشد.

مرد پولدار به مرد ماهيگير گفت:چقدر طول كشيد تا اين ماهي هارو بگيري؟

مردماهيگير گفت:مدت كمي.

مرد پولدار گفت:چرا بيشتر نموندي تا بيشتر بگيري؟

مرد ماهيگير گفت:همين قدر بسه.

مرد پولدار گفت:پس بقيه روز رو چيكار ميكني؟

مرد ماهيگير گفت:صبح ها به اندازه ي كافي ميخوابم , به اندازه ي كافي ماهي ميگيرم , با بچه هام بازي ميكنم , با همسرم حرف ميزنم , بعدشم ميرم تو روستا با دوستام گبتار ميزنمو آواز ميخونم.

مرد پولدار گفت:من كمكت ميكنم تا بيشتر ماهي بگيري.با پولش قايق بزرگتري بخري بعد با درآمدش چند قايق به اينن قايق اضافه كني و بعد خودت مستقيما ماهي رو به دست مردم برسوني.بعد كارخونه راه بندازي و روستا رو ترك كني و بياي به شهرو به كار هاي مهمتري برسي.

مرد ماهيگير گفت:اين همه كار چند سال طول ميكشه؟

مرد پولدار گفت:    تا  سال.

مرد ماهيگير گفت:كه بعدش چي بشه؟

مرد پولدار گفت:صاحب ميليونها دلار پول ميشي.

مرد ماهيگير گفت:كه چه كار كنم؟

مرد پولدار گفت:كه بري به يه دهكده ي كوچك ماهيگيري كني , با بچه هات بازي كني , با همسرت خوش بگذروني , و براي دوستات وقت بزاري.

مرد ماهيگير گفت:يعني همين كاري كه الان دارم ميكنم!!!!!!!!

به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستید ،  شمعي روشن کنید.
جمعه 20 شهریور 1388  7:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها