0

عاشقانه ها...

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

عاشقانه ها...


عاشقانه ها...


عاشقانه ها... - Bitrin.com

نیمه شب آواره و بی حس و حال پرسه ای آغاز کردیم در خیال  درل به یاد آور ایام وصال از جدایی یک دو سالی می

گذشت یک دو سالی از عمر رفت و بر نگشت دل به یاد آور اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی آن اسرار را آن دو

چشم مست آهو وار را همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود  .آمدو هم آشیان شد با من او

همنشین و هم زبان شد با من او خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بودم توان شد با من او . دامنش شد

خوابگاه خستگی این چنین آغز شد دلبستگی  وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بهتر

آمدو در خلوتم دم ساز شد گفتگو ها بین ما آغاز شد گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل

بی تو شام بی فرداست دل دل ز عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده

گفت در عشقت وفا دارم بدان من تو را بس دوست می دارم بدان با تو شادی میشود غمهای من با تو زیبا میشود فردای

من. گفتمش عشقت به دل افسون شده دل ز جادوی رخت افسون شده جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از

زیباییت مجنون شده.....

 در سرم جز عشق او سودا نبود بهر کس جز او در این دل جا نبود دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل

زیبا نبود. 

روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت پیش پای عشق ما سنگی گذاشت  بی گمان از مرگ ما پروا

نداشت. آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود برسر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

 با منه دیوانه پیمان ساده بست ساده ام ان عهدو پیمان را شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر نا گاه پشتم

را شکست

عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیست

از غش با دود و دم هم دم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم  آخر آتش زد دل دیوانه را سوخت بی پروا پره پروانه را

عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر خاطراتم را تو بیرون کن زسر دیشب از کف رفت فردا را

 نگرآخر این یکبار از من بشنو پند بر منو بر روزگارم دل نبند گرچه آب رفته باز آید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود

بعد از این هم آشنایت هر که هست باش با او یاد تو ما را بس است    

 


ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 17 بهمن 1393  9:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها