0

شبای تنهایی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شبای تنهایی


شبای تنهایی


به نام او..

امشب مثل خیلی شبای دیگه یه هاله اشک چشمامو پوشونده و یه ابره بهاری گونه هامو تر کرده .

یه لکه بزرگه غم صفحه سپید ذهنمو به تاریکی کشونده و یه حسرت عمیق مدام تو سینم 

چنگ میکشه .حسرت روزای با تو بودن شبامو بی ستاره کرده و تصور روزای بی تو بودن از روزهام یه

شب خاکستری ساخته آره باورش سخته ولی باید باور کنم که بهاره با تو بودن بالاخره خزون شده و.....

چطوری میشه دوباره خندید وقتی که آرزوهات یکی یکی  جلوی نگاهت همشون رنگ می بازن و

و زندگی سیاه قلمت هر روز کمرنگ تر میشه .

 منو ببخش هگه کمرنگم

منو ببخش اگه هنوز  دوست دارم


ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 17 بهمن 1393  9:49 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها