آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد
عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد
آمدم تا از سر دلتنگی ام گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد
نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم سعی کردم فراموشت کنم اما نشد
اگر می دانی در این جهان کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند
و صدای قلبت ابرویت را به تاراج میبرد مهم نیست که او مال تو باشد
مهم اینست که فقط باشد ، زندگی کند ، لذت ببرد و نفس بکشد . . .
میدونم یه روز می فهمی ، روزی که دنیا رو گشتی
من چه جوری تو رو خواستم ،
گریه نشانه ی ضعف نیست ، گاهی نشانه ی یک بخشش است
گاهی یک فداکاری ، گاهی یک ظلم
هیچ کس خوشحال زاده نمی شود ،
اما همه با توانایی آفریدن خوشحالی به دنیا می آیند
بنابراین امروز با درخشش شیرین
واسه تسکین دلم میگم میاد
ای دل شکسته غصه نخور زیاد زیاد . . .
یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه لیلا نشست
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای ؟ / بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟
خسته ام زین عشق ، دل خونم مکن / من که مجنونم ، تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو و لیلای تو ، من نیستم
گفت ای دیوانه ، لیلایت منم / در رگ پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی / من کنارت بودم و نشناختی . . .
ای تو چشمت رنگ دنیای خیال
رنگین سبزین باغ و دریای زلال
من سراسر پرسشم ،آیا؟ چرا؟
یک نگاهت پاسخ کوهی سوال
خوشا عشق و خوشا افسانه عشق / خوشا دل که شد دیوانه عشق
خوشا در سوز عشق سوختن ها / میان شعله اش افروختن ها . . .
دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم / در وسعت چشمان تو محدود شدم
آن روز که در آتش عشق افتادم / سرسبز تر از آتش نمرود شدم . . .
دست انداز عشقت ، شاه فنر قلبم را شکست !!!
انسان ها یک به یک در خاک رفتند / یکی شاد و یکی غمناک رفتند
چون باید رفت از این خاک / خوشا آن ها که مثل گل پاک رفتند . . .
ای کاش که از حال دل من خبرت بود / ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود
من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز / ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود . . .
دوستی با هرکه کردم بلبل نیرنگ بود
ظاهرش اهل خلوص ، باطنش صد رنگ بود . . .
بی فروغ روی یاران زندگی تابنده نیست
دولت بی دوست در جهان یابنده نیست . . .