0

لمحه

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

لمحه


لمحه


سکوت .اتاق ونوری ملایم که آن را فراگرفته .

پرندها ، آسمان ،پرواز

نسیم، خنکی ،اقاقیا

آرزوها ،خاطرات،نگاه

موهایم را  نسیم تکان میداد آرامشی ابدی را درونم احساس می کردم

.می خواستم که متوقف شود هر آنچه که در این لحظه است .

غروب است اکنون من نیز همراه پرستو ها اوج گرفته ام .

معلق شده ام در فضا .

تمام ذرات تنم بلوری شده اند ومن حبابی نا مرئی گشته ام .

 می چرخم و می چرخم و آرزو میکنم که این تهی شدن به پایان نرسد

.و با این آرزوبه گردشم ادامه می دهم



ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 17 بهمن 1393  8:06 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها