0

بازارهاي آرزو

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158642
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

بازارهاي آرزو


بازارهاي آرزو


مي شود آيا تو را يكبار ديگر نيز ديد؟

يا صدايت را فقط يكبار ديگر هم شنيد؟

مي شود آيا تو را بار دگر احساس كرد؟

با تو آيا مي شود تا اوج خوشبختي رسيد؟

مي شود آيا گذشته بازگردد تا كه من

باز يابم راههايي را كه چشمانم نديد؟

مي شود آيا كه با رنگ سياه بخت من

طرحي از دلتنگي ام را روي كاغذها كشيد؟

مي شود آيا كه در بازارهاي آرزو

با تو بودن را به هر قيمت كه ميگويي خريد؟

كاش مي شد با تو بود و با تو ماند و با تو رفت

كاش مي شد با تو از بيهوده بودن هم رهيد

كاش مي شد لحظهء ديدار را تكرار كرد

يا براي ديدنت ، ميشد بهانه آفريد

در كنارت ميتوان از ديدنت سيراب شد

ترسم اما چون سراب از چشم گردي ناپديد

مي توان با عشق تو معصوم بود و پاك ماند

مي توان سررشتهء افكار بد را هم بريد

مي توان با عشق تو لبخند شد بر لب نشست

مي توان اشكي شد و از گوشهء چشمي چكيد

مي توان همچون كبوتر دور عشقت چرخ زد

با تو حتي مي توان تا بي نهايت هم پريد

خوب ميدانم كه با تو مي توان خورشيد شد

مي توان همچون "ستاره" روي شبها هم خزيد

سخت محتاجم به تو اي خوب من! تنها بگو

مي شود آيا تو را يكبار ديگر نيز ديد؟؟؟

New layer...

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 17 بهمن 1393  3:27 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها