بنام خدا
با سلام ضمن تشکر از دوستان گرامی خصوصا شایسته 2000 باید بگویم در سالهای نه چندان دور در تمامی بلاد و شهرهای ایران مردان خدائی بودند که با نماز و دعا کردنشان باران می آمد . نمونه آنها در یزد حاج شیخ غلامرضا یزدی بوده که از مردان مقرب و خاص خدا بوده است و یکی از خاطرات ایشان بشرح زیر است:
باران در تابستان
يكى از نزديكان حاج شيخ تعريف مى كرد: روزى به همراه حاج شيخ از يكى از دهات به يزد مى آمديم. تابستان بود و هوا بسيار گرم. آب نداشتيم. من گفتم: حاج آقا! چه خوب بود مقدارى آب مى آورديم، من خيلى تشنه هستم. حاج شيخ فرمود: من هم تشنه هستم. اگر خدا بداند كه تشنه هستيم و آب مى خواهيم، براى ما آب مى رساند. همين طور كه در حال صحبت بوديم، متوجه شدم، چند تكه ابر در آسمان پديدار شد. در آن هواى گرم تابستانى باران تندى آمد و آب بر زمين جارى شد. حاج شيخ گفت: بايد پياده شويم و از اين آب بنوشيم زيرا ما از خداوند آب طلب كرده بوديم. بنابراين دست ها را زير باران گرفتيم و با خواندن دعا آب نوشيديم.