راوي :همرزم شهيد
منبع :سيره شهيد دكتر بهشتي
چهارم تيرماه 1360، از ايتاليا ـ واتيكان ـ به تهران آمدم . ضمن انجام دادن كارهاي اداري ، به ديدار دوستان مي رفتم . ساعت 8 صبح روز 6 تيرماه ، با آيت الله موسوي اردبيلي كه دادستان كل بودند، قرار ملاقات داشتم .
ساعت 30/7 به محل دفتر ايشان رسيدم ... نيم ساعت به موعد مانده بود... درراهرو دادگستري ، قدم مي زدم كه متوجه شدم رفت و آمد به يكي از اتاقها آغاز شده است ! از شخصي كه دم در ايستاده بود، پرسيدم : دفتر كيست ؟ پاسخ داد: آقاي بهشتي ! فكر كردم ملاقاتي هم با ايشان داشته باشم اما مي دانستم ايشان خيلي پاي بند «مقررات » است و بدون تعيين وقت قبلي احتمال دارد نپذيرند لذا شايد در من اثري منفي بگذارد ولي آزمايش ضرري نداشت !، به نگهبان دم در گفتم : به حاج آقاسلام برسانيد و بگوييد فلاني بدون وقت قبلي اينجا آمده است . اگر وقت داريد به ملاقات شما بيايد!
نگهبان به درون اتاِ رفت و برگشت و گفت : حاج آقا سلام رساندند و فرمودند:من ساعت 8 با قضات جلسه رسمي دارم ، و 20 دقيقه وقت براي صرف صبحانه است ، اگر جسارت نيست ، تشريف بياورند. بلافاصله وارد شدم . طبق هميشه خونگرم ، خندان ، گشاده رو از حقير استقبال كرد و عذرخواهي از اينكه در وقت صبحانه ، مرا پذيرفته است ! صبحانه آوردند؛ مقداري نان سنگك ، مختصري پنير ويك استكان چاي . گفتم : صبحانه حضرتعالي همين است ؟ خنديد و گفت : مگر قراربود چيز ديگري باشد؟ همان طلبگي است و بعد به شوخي و خنده فرمودند: ما كه سفير نيستيم آقاي خسروشاهي !
چگونگي وضع سفارت واتيكان را كه «زيرصفر» قرار داشت ، بيان داشتم ، همراه با لبخندي گفت : زير صفر ديگر چگونه مي شود؟ گفتم : يخ مي زند! باز خنديد وافزود: خدا را شكر كه شما را سرد نكرده است . بعد مكثي كرد و گفت : شب بياييدجلسه حزب ، يكي از معاونين وزارتخانه شما به آنجا خواهد آمد. قبل از جلسه يابعد، مشكل آنجا را مطرح مي كنيم و حل مي شود. زودرنج نباشيد. كار جمعي مشكلات زيادي دارد و راه علاج هم صبر و بردباري است . شما هم كه الحمدلله صبور هستيد.
گفتم : شب معذورم چون تازه آمده ام و مي ترسم خستگي نگذارد تا آخر جلسه بمانم و مشكلي حل نشود.
در همان حال كه «صبحانه » مي خورد، به معاونت مالي وزارت خارجه زنگ زد وگفت : آقاي خسروشاهي اينجا تشريف دارند. به شوخي مي گويند بودجه تبليغي سفارت ، ماهيانه فقط هزار تومان است ، چرا اين جوري ؟ در اروپا با هزار تومان نمي شود يك برگ در هزار نسخه چاپ كرد!
پاسخ معاون چنين بود: نخير شوخي نيست ، آن سفارت چون فعاليتي نداشته ،لذا بودجه اي هم ندارد. شهيد بهشتي تلفني دستور داد هر طور آقاي خسروشاهي صلاح مي دانند، اقدام كنيد. ايشان كه نرفته اند آنجا فقط عنوان سفير داشته باشند،امكانات كار با تشخيص و پيشنهاد خود ايشان ، بايد فراهم شود. بعد فهميدم طرف صحبت ايشان ، آقاي حسين صادقي ، معاونت وزارتخانه بود. ساعت 8 بود، دو سه نفر از قضات وارد شدند. من بلافاصله اجازه گرفتم و بيرون آمدم .