0

اصحاب و یاران امام مهدی(ع)

 
esfahaniran88
esfahaniran88
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 2290
محل سکونت : اصفهان

اصحاب و یاران امام مهدی(ع)



 

چكیده



در این نوشتار، با استفاده از منابع روائی شیعه موضوع یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ویژگی‌ها و خصوصیات اسمی و ملیتی آنان، تعداد اصحاب، جنسیت اصحاب (تعداد مرد و زن)، نحوه حضور و یاری رسانی آنان و نیز وضعیت نیروهایی كه در هنگامة ظهور، برای حمایت از حضرت قیام می‌كنند و… در دو محور: گروه اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گروه انصار و یاوران آن حضرت در هنگام ظهور، مورد بررسی قرار گرفته است.

كلید‌واژه‌ها:
عصر ظهور، یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یاران خاص مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.

مقدمه



براساس آموزه‌های دینی، یکی از سنت‌های الهی در جهان این است که هر پدیده، می‌باید به صورت قاعده مند از راه فراهم آمدن شرایط و مقدمات آن به وجود آید. این اصل، در روایات این گونه بیان شده است: «أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها فجعل لكل شئ سبباً؛ خداوند امتناع دارد از این‌که امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد» (مازندرانی، 1421: ج8، ص210).
تحولات و رخداد‌های اجتماعی نیز همانند پدیده‌های تکوینی، محکوم این اصل می‌باشد. بر این اساس، تحقق هر انقلاب و رویداد اجتماعی، به زمینه‌ها و شرایط آن، وابستگی دارد. ظهور و قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینه‌ها و شرایط آن، به وقوع نخواهد پیوست.
یکی از مهم‌ترین شرایط و مقدمات لازم برای تحقق ظهور، وجود یاورانی شایسته و لایق برای پشتیبانی از قیام و انجام کارهای حکومت جهانی است؛ زیرا سنّت الهی بر این قرار گرفته که امور عالم از مجرای طبیعی و علل و اسباب عادی انجام گیرد؛ بنابر این همان گونه که نقش یاران در موفقیت حرکت‌های اصلاحی پیامبران الهی تعیین کننده بوده، در قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیر نیاز به یاران، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ زیرا بنا نیست این قیام، با نیروی اعجاز به سر انجام برسد؛ بلکه حرکت‌های اصلاحی حضرت از راه اسباب وعوامل عادی به پیروزی می‌رسد. بدیهی است چنین انقلاب عظیمی، بدون نیروهای مؤمن و فوق العاده توانمند و مؤثر، امکان تحقق نخواهند داشت.
بر این اساس، یکی از موضوعات لازم در حوزة مباحث مهدویت، بحث از یاران حضرت مهدی علیه السلام و شناخت ویژگی‌ها، کارکردها و اقدامات سیاسی نظامی مجموعه نیروهایی است که هنگام ظهور به امام مهدی علیه السلام می‌پیوندند و تحت فرمان آن حضرت، به انجام مسؤولیت می‌پردازند. با توجه به اهمیت مسأله و نقش آموزندة آن، بخشی از روایات مهدویت به انعکاس این موضوع پرداخته است.
طبق آنچه از روایات استفاده می‌شود، مجموع یاوران و كسانی را که در آغاز ظهور، دعوت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را لبیک می‌گویند و برای یاری، به امام علیه السلام می‌پیوندند، می‌توان به دو گروه، تقسیم كرد:

الف. گروه اصحاب
ب. گروه انصار
 
گروه اصحاب، افراد ویژه و فوق العاده ممتازی هستند كه به عنوان اصحاب حضرت در نخستین ساعات ظهور، به امام مهدی علیه السلام می‌پیوندند. آنان، هسته‌های اولیة نهضت جهانی امام مهدی علیه السلام را تشکیل می‌دهند. آنان کسانی‌اند که هم قیام حضرت با حضور آنان آغاز می‌شود و هم پس از پیروزی، از مشاوران و وزرای امام عصر علیه السلام خواهند بود و بخش مهمی از کارها را به دوش خواهند کشید. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با كمك آنان، دنیا را فتح كرده و عدالت موعود را سراسر جهان حاکم خواهند كرد.
درمنابع روایی، این گروه، با عنوان «اصحاب المهدی» یاد شده‌اند. آنان، در مقایسه با دیگر یاران حضرت، از مقام، جایگاه و منزلت برتری برخوردار‌ند و در سیستم حکومتی حضرت نیز مسؤولیت‌های مهم‌تر و حساس‌تری بر عهده دارند.
اما گروه انصار، عبارتند از مجموعه یاورانی که پس از ظهور به حمایت از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شتابند و به سپاه آن حضرت ملحق می‌شوند. این عده، شامل همة افرادی می‌شود كه با آغاز قیام حضرت، دسته دسته برای یاری ایشان به پا می‌خیزند، و دعوت امام علیه السلام را لبیک می‌گویند. این گروه، شامل سه دسته از نیروهایی هستند که به تدریج به سپاه حضرت می‌پیوندند:
دستة اول، کسانی‌اند که در آغاز ظهور و اعلام خبر قیام حضرت در مکه، خود را به امام علیه السلام می‌رسانند و با ایشان بیعت می‌کنند. حضرت، پس از حضور و اعلام بیعت آنان، به قیام می‌پردازد و از مکه به سوی مدینه حرکت می‌كند.
دستة دوم، خیل عظیمی از مؤمنان و مشتاقانی‌اند كه با آغاز قیام حضرت، در میانة راه به سپاه امام مهدی علیه السلام می‌‌پیوندند و در ركاب او با دشمنان خدا می‌جنگند.
دستة سوم، نیروها و سپاهیانی‌اند که پس از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از جاهای دور و نزدیک با هدف مقابله با لشکریان سفیانی و حمایت و پشتیبانی از حضرت مهدی علیه السلام، به سوی او می‌شتابند و به سپاه حضرت می‌پیوندند.
دراین نوشتار، سعی شده است به منظور شناخت خصوصیات و اوصاف اصحاب و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نقش مؤثر آنان در شرایط و تحولات نخستین روز‌های ظهور، ابعاد مختلف این موضوع بررسی شود.

 

گروه اصحاب


كلمة «اصحاب» و «صحابه»، جمع صاحب از مادة «صحب» به معنای همراه، گروه، معاشر و یاور است (ابن منظور، بی‌تا: ص519؛ زبیدی، 1385: ج3، ص186). در آیات و روایات نیز این كلمه به معنای همراه، اهل، دسته وگروه، به كار رفته است.
دربارة اصحاب و یاران حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، و وقایع مربوط به آن نکات متعددی قابل طرح است که این جا لازم است با استناد به روایات، بدان اشاره شود:

 

شمار اصحاب حضرت مهدی علیه السلام


دربارة تعداد اصحاب امام مهدی علیه السلام در روایات، آمار و ارقام مختلفی ذكرشده است. بیشتر روایات، تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را سیصد و سیزده تن- به تعداد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر- ذكر كرده است (صفار قمی، بی‌تا: ص311؛ صدوق، بی‌تا: ج2، ص654).
دستة دیگر روایات، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیش از سیصد و سیزده نفر نقل كرده است. برخی از این روایات، رقم ده هزار نفر را ذكر كرده است؛ مانند آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: «مهدی ظهور نمی‌كند، مگر این‌كه حلقه كامل گردد». وقتی ازحضرت سؤال شد كه عدد آنان چند نفر است؟ فرمود: «ده هزار نفر» (نعمانی، بی‌تا: ص307).
همچنین ابوبصیر نقل می‌كند:
مردی كوفی از امام صادق علیه السلام تعداد یاران امام مهدی علیه السلام را پرسید وگفت: «مردم می‌گویند اصحاب مهدی به تعداد اصحاب بدر، 313 نفرند». حضرت در پاسخ فرمود: «مهدی ظهور نمی‌كند، مگر با نیروی قدرتمندی كه تعداد آنان، كمتر از ده هزار رزمنده نخواهند بود» (صدوق، همان: ج2، ص654).
بعض دیگر از این نوع روایات، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور را بین دوازده تا پانزده هزار نفر، ذكر كرده است (ابن طاووس، بی‌تا: ص65). حتی در روایتی، عدد یكصد هزار نفر نیز نقل شده است (مجلسی، بی‌تا: ج52، ص307 و367).
باتوجه به قرائن موجود، این چند دسته روایات را می‌توان این گونه جمع كرد كه روایات متضمن عدد سیصد، ناظر به اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مرحلة آغازین قیام است، همان كسانی كه هسته اصلی قیام حضرت را تشكیل می‌دهند و در روایات، از آنان، با عنوان پرچمداران و فرماندهان لشكرمهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شده است (كلینی، بی‌تا: ج8، ص313؛ صدوق، همان: ج2، ص672). كه حضرت مهدی علیه السلام به وسیله آنان، شرق وغرب جهان را فتح می‌كند وآن‌ها را فرمانروایان روی زمین قرارمی دهد. (نعمانی، همان: ص252) اما روایات دسته دوم، ناظر به مجموع نیروهایی است كه به جمع سیصد وسیزده نفر می‌پیوندند. بنابراین، با توجه به اختلاف روایات دربارة تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌توان گفت: آمار و ارقام یاد شده، مقصود نبوده؛ بلكه هدف از بیان این ارقام، فزونی یاوران و پیروان امام مهدی علیه السلام بوده است.

 

نام و ملیت اصحاب

در برخی روایات، خصوصیات اسمی و وطن و محل اقامت 313 نفر از یاران امام مهدی علیه السلام، ذکر شده است و از شهرهایی مانند كوفه، بصره، مدائن، هرات، حران، قلزوم، خیبر، طرابلس، بیروت، طالقان، همدان، ری، اهواز، قم، قزوین، نیشابور، كرمان، مرو، توس و… نام برده شده است.
در روایتی که اصبغ ابن نباتة از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل كرده آمده است:
روزی امیرالمؤمنین علیه السلام خطبه‌ای ایراد فرمود که در آن، از مهدی علیه السلام و یاران او ذکری به میان آورد. در آن حال، ابوخالد از امیرالمؤمنین علیه السلام، درخواست كرد تعداد و اوصاف و خصوصیات اسمی و محلی یاران مهدی علیه السلام را بیان فرماید. امیرالمؤمنین علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله تعداد و محل‌های 313 تن از یاران و همراهان مهدی علیه السلام هنگام ظهور را بازگو كرد؛ در حالی‌که مردم آن را می‌نوشتند. سپس فرمود: «رسول‌الله صلی الله علیه و آله این 313 نفر را که به تعداد اصحاب بدرند، برایم چنین معرفی كرد» (كورانی، 1411: ج3، ص104).
در این روایت، اسامی 313 نفر اصحاب خاص امام عصر علیه السلام و محل سکونت آنان، به تفصیل بیان شده است.
در روایت دیگر، ابو بصیر نقل می‌كند:
به حضور امام صادق علیه السلام رسیدم؛ حضرت به كسی كه در مجلس حضور داشت، فرمود: «بنویس آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله برای امیر المؤمنین علیه السلام املا فرمود». سپس نام‌های تک تک یاران ویژة حضرت مهدی علیه السلام را با ذکر محلات و مناطق زندگی شان، بیان فرمود (طبری، همان: ص556-575؛ كورانی، همان: ج4، ص28).
در این‌باره تذکر دو نکته لازم است:
نکتة اول این‌که مراد از اماکن و شهرهایی که در این روایات، از آن نام برده شده، مفهوم متعارف آن زمان است و این نام‌ها ناظر به مکان‌هایی است که هنگام صدور روایت، با این عناوین و نام‌ها یاد می‌شده‌اند؛ به همین سبب در بسیاری از این موارد، تطبیق این اسامی با اماکن و شهر‌هایی که بعد‌ها بدین نام، نام گذاری و مشهور شده، قدری دشوار است؛ زیرا بسیاری از شهرهای نام‌برده شده در گذر زمان، تغییر نام یافته یا در اثر توسعه دارای چندین شعبه با نام‌های گوناگون شده باشند. نیز ممکن است در ثبت و ضبط نام این شهر‌ها و محلات، تصحیف (خطای نوشتاری) رخ داده باشد. همچنین در برخی موارد، شهرهای جدیدی احداث شده است که با آنچه در روایات آمده است، فقط تشابه اسمی دارد. افزون بر این‌که در ترتیب اسامی و مکان‌های یاد شده در این گونه روایات، اندک تفاوت‌هایی نیز دیده می‌شود.
نکتة دوم این‌كه باید توجه داشت با آن‌كه دانستن نام اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آگاهی از موطن و ملیت آنان، مطلوب است، این اطلاع و آگاهی، از نظر معرفتی برای ما چندان اثری نخواهند داشت؛ بلکه آنچه در این خصوص مهم و لازم است، توجه به ویژگی‌های شخصیتی یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تأسی عملی به ایشان است؛ مطابق آنچه در روایات معرفی شده است.

منبع: www.entizar.ir

کاش میدانستی که نباید حس کرد که نباید
دل بست در فضایی که بر از همهمه ی ادم هاست...من گرفتار ترین تنهایم!

 

 



 

شنبه 27 آذر 1389  7:26 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اصحاب و یاران امام مهدی(ع)

چگونگي پيوستن اصحاب حضرت مهدي عليه السلام به آن حضرت

طبق نقل روايات، اصحاب مهدي، به طور ناگهاني ومعجزه‌آسا، ازمسافت‌هاي دور و نزديك، در يك شب يا صبحگاه، درمكه معظمه، گرد مي‌آيند و به حضرت مي‌پيوندند. اميرالمؤمنين عليه السلام درباره چگونگي فراخواني و پيوستن ياران مهدي عليه السلام، از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل مي‌كند: «‌خداوند، ياران مهدي را در كمتر از چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب، كنار كعبه، گرد مي‌آورد» (ابن طاووس، همان: ص146).

همچنين در روايت ديگري از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود: « ياران مهدي، با طي الأرض به سوي او مي‌شتابند و در مكه با او بيعت مي‌كنند» (فتال نيشابوري، بي‌تا: ج2، ص263).

چگونگي بيعت اصحاب

پس از پيوستن ياران امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف اولين اقدام حضرت، اخذ بيعت از اصحاب و پيمان وفاداري و اطاعت آنان از امام عليه السلام است. پايمردي در ميدان رزم، دوري از حرام وكارهاي منكر مثل دزدي، زر اندوزي، احتكار، رباخواري، تخريب مساجد، شهوات باطل، نوشيدن شراب، تجمل گرايي، تحقير اشخاص مؤمن، تعقيب افراد فراري، خونريزي ناحق، انفاق به افراد منافق و كافر، انجام عمل منافي عفت و… از موارد مطرح در اين ميثاق بيعت است. همچنين امام از ياران خود پيمان مي‌گيرد در تحمل سختي‌ها مقاوم باشند و مردم را امر به معروف و نهي از منكر كنند. اصحاب نيز همگي اين پيمان را مي‌پذيرند و تك تك با امام عليه السلام رو بوسي مي‌كنند (شافعي، بي‌تا: ص96).

اوصاف اصحاب

طبق نقل روايات، اصحاب مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف همگي جوانند مگر تعداد اندكي؛ مانند كمي سرمه در چشم يا کمي نمك در غذا (طوسي، بي‌تا: ص284). در برخي روايات، ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به شيران روز و نيايشگران شب زنده دار كه دل‌هاشان مانند پاره‌هاي آهن، محكم واستوار است، توصيف شده اند (مجلسي، همان: ج52، ص386). آنان، رادمرداني‌اند كه جز شهادت در راه خدا، آرزوي ديگري ندارند و برابر رهبر و مولاي خود، سخت مطيع و فرمانبردارند. ابهت و رعب اين جنگجويان مصمم و فولادين، دشمنان را زمين‌گير مي‌كند (نوري، بي‌تا: ج11، ص114). در راه انجام مأموريت خود، بسيار قاطع و بي‌باكند و هرگز هراسي به دل راه نمي‌دهند (مجلسي، همان: ج52، ص308).

امام مهدي عليه السلام، با چنين اصحاب و ياراني، جهان را فتح كرده و اسلام را در سراسر گيتي، حكم فرما مي‌سازد. از امام باقر عليه السلام نقل شده است که فرمود:

گويي ياران مهدي را مي‌بينم كه سراسر زمين و آسمان را احاطه كرده‌اند و چيزي در جهان نيست، مگر اين‌كه در قبضه قدرت آنان است. آن‌ها، در جامعه به حدي محبوبند كه حتي پرندگان و درندگان نيز در پي جلب خشنودي و فرمان برداري آنان هستند. قطعه‌اي از زمين، از اين‌كه يكي از ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بر آن گام نهاده است، بر قطعه ديگر فخر و مباهات مي‌كند (صدوق، همان: ج2، ص672؛ مجلسي، همان: ج52، ص327).

حضور زنان در ميان اصحاب

ميان ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف زنان نيز حضور دارند و در بخش‌هاي بهداشت و درمان، انجام وظيفه مي‌كنند. در روايات، تعداد آنان متفاوت ذكر شده است. طبق روايت مفضل بن عمر از امام صادق عليه السلام سيزده نفر ميان اصحاب قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف حضور دارند كه زخمي‌ها را مداوا و بيماران را پرستاري مي‌كنند (طبري، همان: ص259). در اين روايت، نام‌هاي نه نفر از اين زنان ذكر شده است. در برخي روايات، از حضور پنجاه زن ميان ياران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، خبر داده شده است. آنان، در کارهاي بهداشتي و امدادي به رزمندگان اسلام خدمت رساني مي‌کنند (نعماني، همان: 279). در برخي ديگر، عدد بيشتري نيز ذكر شده است (ابن طاووس، همان: ص151).

ظاهراً اين نوع روايات، ناظر به زناني‌اند كه پس از قيام، حضرت را همراهي و در كارها با سپاه و اردوي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مشاركت مي‌كنند.

رجعت گذشتگان

در برخي روايات، از بازگشت گذشتگان، در زمان ظهور، براي ياري حضرت، سخن به ميان آمده است. مفاد اين‌گونه روايات، رجعت آنان در زمان ظهور است. اما اين بدان معنا نيست که آنان جزء 313 تن از اصحاب خاص حضرت (يعني همان افرادي که ظهور، منوط به آن‌ها است) قرار داشته باشند.

بر اساس منابع روايي، از جمله كساني كه زمان ظهور در جمع اصحاب و سپاهيان مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار مي‌گيرند، عده‌اي از مؤمنان شايسته و برجستگاني است كه پيش‌تر، از دنيا رفته‌اند. خداوند، آنان را دوباره زنده مي‌كند، تا به سپاه مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ملحق شوند. اين اشخاص كه گاهي در روايات از آنان نام برده شده است، برخي از امت‌هاي پيشين هستند؛ مانند يوشع بن نون، وصي موسي عليه السلام، مؤمن آل فرعون و اصحاب كهف (طبري، همان: ص554). برخي ديگر نيز از پيشگامان و برجستگان صدر اسلام در عصر پيامبر صلي الله عليه و آله و امامان معصوم عليه السلام هستند؛ نظير سلمان فارسي، ابودجانه انصاري، مالك اشتر نخعي (فتال نيشابوري، همان: ج2، ص266)، جبير بن خابور (راوندي، بي‌تا: ج1، ص185)، اسماعيل فرزند امام صادق عليه السلام (حر عاملي، بي‌تا: ص266)، عبدالله بن شريك عامري (همان)، مفضل بن عمر (طبري، همان: ص248)، و….

پيوستن حضرت مسيح عليه السلام

با ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، حضرت عيسي مسيح عليه السلام نيز ظاهر شده و به آن امام ملحق مي‌شود و مي‌گويد: « من، وزير فرستاده شده‌ام، نه امير و فرمانروا» (كوراني، همان: ج1، ص527). وي از سوي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، فرماندهي عمليات تهاجمي بر ضد لشكريان دجال را بر عهده مي‌گيرد (طبسي، 1385: ج1، ص167)؛ به همين سبب در روايات، از ميان كارگزاران امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، از حضرت عيسي مسيح عليه السلام به دليل نقش كليدي و منحصر به فرد او در تحکيم و گسترش حکومت جهاني امام مهدي عليه السلام، با عنوان «وزير» ياد شده است. گو اين‌که حضرت عيسي مسيح عليه السلام در دوران ظهور، نقش معاون اولي امام مهدي عليه السلام را در ميان دستياران و كارگزاران حکومتي امام مهدي عليه السلام بر عهده دارد (بحراني، بي‌تا: ص697). امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، با چنين اصحاب وكارگزاراني، سرانجام، حكومت جهاني اسلام را تحقق مي‌بخشند و جهان را از عدل و داد پر مي‌كند.

گروه انصار

مراد از انصار ـ چنان‌که اشاره شد ـ مجموعه نيروهايي‌اند که در آستانه ظهور يا همزمان با ظهور امام مهدي عليه السلام از مناطق مختلف قيام مي‌كنند و براي ياري حضرت و مقابله با دشمنان ايشان، به پا مي‌خيزند. اين نيروها، بعضاً داراي سازماندهي ويژه‌اي هستند كه با انسجام خاص و تحت مديريت افراد خاصي رهبري مي‌شوند. اكنون به مهم‌ترين اين نيرو‌ها اشاره مي‌كنيم.

رزمندگان خراسان

براساس روايات، از نيروهايي که هنگام ظهور، به حمايت از قيام حضرت به پا مي‌خيزند، سپاهيان خراسانند که از ايران سازماندهي مي‌شوند. سپاه اهالي خراسان که در روايات ناظر به ايران آن زمان است و تا مناطق ماوراءالنهر را شامل مي‌شود، پس از ظهور حضرت مهدي عليه السلام با پرچم‌هاي سياه، به فرماندهي سيد خراساني براي بيعت و ياري امام مهدي عليه السلام حرکت مي‌کنند. اين، هنگامي است که امام عصر عليه السلام از مدينه به سوي کوفه حرکت کرده است. سپاه خراساني، ميان راه به حضرت مهدي عليه السلام مي‌پيوندند و تحت فرمان حضرت، براي جنگ با سفياني راهي کوفه مي‌شوند.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است:

هنگامي که مشاهده کرديد پرچم‌هاي سياه از سوي خراسان مي‌آيند، با هر وسيله ممکن به سوي آن‌ها بشتابيد؛ هر چند مجبور باشيد براي اين کار روي برف و يخ سينه‌ خيز برويد؛ چرا که خليفة الله مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميان آن پرچم‌ها حضور دارد (مجلسي، همان: ج51، ص82).

ابو خالد کابلي از حضرت باقر عليه السلام روايت کرده است که فرمود:

گويا مي‌بينم قومي را که در مشرق خروج کرده‌اند و حق را مطالبه مي‌کنند؛ پس به ايشان داده نمي‌شود. باز مطالبه حق مي‌کنند و به ايشان داده نمي‌شود؛ پس چون چنين ببينند، شمشيرهاي خود را بر دوش خود گذارند. آن‌گاه آنچه مي‌خواستند به ايشان داده شود و ايشان قبول نکنند، تا اين‌که قيام کنند و نخواهند دولت را مگر، به صاحب شما. کشته‌هاي ايشان، شهدايند. آگاه باشيد اگر من آن زمان را درک مي‌کردم، خود را براي صاحب اين امر، نگاه مي‌داشتم (نعماني، همان: ص182؛ كوراني، همان: ج3، ص269).

اين روايت، بر اصالت و حقانيت نهضت مردمان مشرق زمين و نقش زمينه‌ساز آن دلالت روشني دارد. ظاهراً کلمة «مشرق» در اين روايت نيز ناظر به منطقة خراسان است؛ همان چيزي که در ديگر روايات بدان تصريح شده است.

از اين روايت استفاده مي‌شود که تشکيل سپاه و سازماندهي رزمندگان خراسان، با مديريت مستقيم امام مهدي عليه السلام و دست‌كم با هماهنگي و اشراف آن حضرت است. آنان، در مقابله و شکست دشمنان حضرت در عراق يعني جنبش سفياني، نقش مؤثري خواهند داشت.

در رابطه با قيام خراساني، چند نکته قابل ذکر است:

1. عنوان خراسان ـ همان‌گونه كه اشاره شد ـ تا آن طرف بلخ و بخارا را شامل مي‌شود؛ لذا دربارة محل خروج وي و اين‌که خراساني از کدام قسمت خراسان خروج مي‌کند، در روايات به محل خاصي اشاره نشده است.

2. ماهيت و چگونگي قيام خراساني نيز در روايات به صورت شفاف بيان نشده است؛ به همين سبب در اين خصوص و نيز شخصيتي که رهبري اين قيام را بر عهده دارد، اطلاعات دقيقي وجود ندارد. در برخي روايات سخن از خروج سيد خراساني و در برخي ديگر از روايات از سيد حسني، سخن به ميان آمده است. از امام باقر عليه السلام نقل شده است که فرمود: «بيرق‌هاي سياهي که از خراسان خروج مي‏کند، به کوفه نازل خواهند شد؛ پس چون مهدي عليه السلام به سوي عراق حرکت کند، آنان با او بيعت خواهند نمود» (مجلسي، همان: ج52، ص217)؛ به همين سبب اين احتمال که اين دو عنوان براي يک نفر باشد يا اين‌که بيانگر دو قيام از خراسان با رهبري دو نفر باشد، وجود دارد.

3. نقش قيام خراساني در زمينه سازي و حمايت از قيام امام مهدي عليه السلام قابل توجه است. در روايتي که ابو‏خالد کابلي از امام باقر عليه السلام نقل کرده است، حضرت، نقش آنان را چنين توصيف كرده است:

گويي اکنون گروهي را با چشم خود مي‏بينم که از مشرق قيام کرده‏اند و خواستار حقند؛ ولي آن را به آن‌ها نمي‏دهند. سپس باز حقشان را مي‏طلبند؛ ولي به آنان داده نمي‏شود و چون چنان ديدند، اسلحه‏هاي خود را برمي‏گيرند و بر گردن هايشان مي‏گذارند. اين وقت، آنچه را که مي‏خواستند به آن‌ها داده مي‏شود؛ ولي آن طايفه ديگر نمي‏پذيرند، تا اين‌که قيام مي‏کنند و کارشان رونق مي‏گيرد، و آنان آن را به کسي نخواهند داد مگر به صاحب شما )= حضرت مهدي عليه السلام‌( و کشته ‏شدگانشان شهيدند. آگاه باش که اگر من آن روز را درک مي‏كردم؛ خود را براي صاحب اين امر، نگه مي‏داشتم (نعماني، همان: ص273؛ مجلسي، همان: ج52، ص243).

در اين روايت، امام باقر عليه السلام ضمن اين‌که برحقانيت انقلاب کنندگان و کشته‏شدگان آن‌ها تأکيد فرموده، از نقش حمايتي آنان براي برپايي حکومت عدل مهدوي خبرداده است.

4. همزماني قيام خراساني باخروج سفياني. در برخي روايات، خروج خراساني و سفياني، به دو اسب مسابقه تشبيه شده‏اند که خراساني از مشرق و سفياني از مغرب به طرف کوفه در حرکتند، مي‌فرمايد:

خراساني و سفياني در حالي خروج مي‌كنند كه يكي از طرف شرق و ديگري از طرف غرب به سوي كوفه و عراق در حركتند و هر كدام سعي مي‌كند كه از ديگري پيشي بگيرد (نعماني، همان: ص264).

همچنين حرکت سپاهيان خراساني، با حرکت نيروهاي يمن به فرماندهي شخصي موسوم به يماني هم‌زمان است. روايات مربوط به اين همراهي و هم‌زماني را در قسمت بعدي بيان خواهيم كرد.

سپاه شعيب بن صالح

از قيام‌هايي که در آستانه ظهور به وقوع مي‌پيوندد، قيامي است که با فرماندهي چهرة شاخصي به نام شعيب بن صالح براي مقابله با دشمنان امام مهدي عليه السلام و حمايت از حضرت صورت مي‌گيرد. دربارة اين‌که قيام شعيب بن صالح از کدام منطقه است و پيروان او ساکن کدام سرزمين هستند، در برخي روايات، قيام وي از منطقة سمرقند ذکر شده است. از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده است که فرمود: «بعد از خروج عوف سلمي در تکريت عراق، خروج شعيب بن صالح است از سمرقند» (طوسي، همان: ص444؛ مجلسي، همان: ج52، ص213).

قيام شعيب بن صالح، همانند قيام خراساني با هدف مقابله با جريان ستمگر سفياني انجام مي‌گيرد. اين قيام، اندکي قبل از ظهور به وقوع مي‌پيوندد و به ظهور امام مهدي عليه السلام مي‌انجامد. با ظهور حضرت مهدي عليه السلام شعيب بن صالح با نيروهاي تحت امرش به حمايت از حضرت مي‌پردازند و با امام مهدي عليه السلام بيعت مي‌کنند.

بر اساس روايات، او پس از پيوستن به لشکريان حضرت مهدي عليه السلام، خود از سرداران سپاه حضرت مي‌شود. در روايتي که عمار ياسر نقل كرده، نام شعيب بن صالح برده شده و او را علمدار حضرت صاحب عليه السلام ياد کرده است (كوراني، همان: ج1، ص399). همچنين از حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود:

سپس شعيب بن صالح رو مي‌آورد. خداوند، بلاد شعيب را به رحمت خود سيراب گرداند! با بيرق‌هاي سياه مي‌آيد، تا اين‌که با مهدي بيعت مي‌کند و سپس علمدار او مي‌شود (كوراني، همان: ج1، ص401).

مسلم است که قيام شعيب و نبرد و جهاد وي با جبهة سفيانيان، نقش مهمي در تقويت جبهة حق و فراهم سازي مقدمات ظهور حضرت مهدي عليه السلام، خواهند داشت. امير المومنين عليه السلام مي‌فرمايد: «هرگاه پرچم‌هاي سياهي که شعيب بن صالح فرماندهي آن را بر عهده دارد، ظاهر شوند و لشکريان سفياني را شکست دهند، مردم آرزوي مهدي کنند و به جست‌و‌جوي او برآيند» (كوراني، همان: ج3، ص76-621). همچنين از حضرت باقر عليه السلام نقل شده است که فرمود: « شعيب بن صالح، با لشکريان سفياني جنگ خواهند کرد و آنان را شکست خواهند داد» (كوراني، همان: ص270).

سپاه سيد حسني

از ديگر قيام‌هاي آستانة ظهور، قيامي است که با پرچمداري شخصي به نام سيد حسني، به وقوع مي‌پيوندد. در روايات، وي جواني هاشمي که جمعي از سادات دور او را گرفته و پس از قيام از مشرق با امام مهدي عليه السلام در کوفه بيعت مي‌كند معرفي شده است.

از حضرت باقر عليه السلام نقل شده است که فرمود: «جواني از بني هاشم از خراسان بيايد و در جلو او شعيب بن صالح باشد» (همان). به همين احتمال اين‌که وي همان سيد خراساني باشد نيز وجود دارد؛ به ويژه با توجه به اين‌که شعيب بن صالح نيز پيش‌قراول قيام وي مطرح شده است.

به هرحال آنچه قطعي است، اين است که مراد از سيد حسني و خروج او در اخبار، غير از آن سيد حسني معروف به نفس زکيه است که به عنوان پيک امام مهدي عليه السلام در مکه در هنگام ظهور امام عليه السلام کشته مي‌شود و سر او را به شام مي‌فرستند. نيز مراد، غير از آن «حسني»‌اي است که در شام، با امويان مي‌جنگد و سفياني بر او غالب مي‌شود؛ بلکه اين سيد حسني، کسي است که خروج او از بلاد شرق انجام مي‌گيرد و بعد از ورود به عراق، در کوفه با امام مهدي عليه السلام ملاقات و بيعت مي‌كند.

درپاره‌اي از روايات، خروج وي، از علامات ظهور ذکر شده است. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «… و ظاهر شود سفياني و يماني. و حرکت کند حسني. آن‌گاه صاحب اين امر، خروج کند» (مجلسي، همان: ج52، ص242).

مجاهد مردان يمني

نهضت يمني‌ها به فرماندهي شخصي که در روايات از وي با عنوان«يماني» نام برده شده، يکي از رخدادهاي مهم و تأثيرگذار هنگام ظهور است. اين نهضت ـ که در روايات، يکي از نشانه‌ها و علائم حتمي ظهور ياد شده، بيش از همه مورد ستايش و تأکيد قرار گرفته است. اين موضوع، از جهات مختلفي نظير رهبري نهضت، زمان قيام، مکان قيام، مليت يماني، خصوصيات شخصي يماني، اهداف قيام، ويژگي‌هاي قيام و… قابل بررسي است. در اين نوشتار، نگارنده كوشيده است با نگرش روايي به اين بحث، ابعاد مختلف اين موضوع را از منظر روايات، مورد توجه قرار دهند. مسألة قيام يماني در آستانة ظهور حضرت مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف از نظر منبع شناسي، فقط در منابع روايي شيعي منعكس شده و در مجامع روايي اهل سنت مطرح نگرديده است. روايات موجود در منابع شيعي، وي را از جهات مختلفي توصيف كرده است. اين روايات، اصل قيام يماني را در هنگامة ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف، يك امر قطعي و مسلم مي‌داند و تعداد اين روايات نيز در حد استفاضه نقل شده است.

بر اساس تتبع نگارنده، در مجامع حديثي شيعه بيش از 45 روايت در اين رابطه نقل شده كه از اين مجموع، تعداد رواياتي كه بدون تكرار در مصادر اوليه نقل شده، حدود شانزده روايت است؛ از اين رو، در يك تقسيم‌‌بندي کلي، موضوعات مطرح شده در اين روايات را در چند محور، مي‌توان مورد توجه قرارداد:

1. مشخصات فردي: در روايات، هويت فردي و خصوصيات اسمي و نسبي اين شخصيت، چندان شفاف بيان نشده است. در اين‌باره، فقط دو روايت وجود دارد که وي را با نام حسن يا حسين از منطقة صنعا در يمن، معرفي کرده است:

نخست، روايتي است كه در كتاب بشارة الاسلام نقل شده است. در اين روايت، از يماني، با نام «حسين» يا «حسن» ياد شده است. در اين روايت، آمده است:

فرمانروايي از صنعاي يمن به نام حسين يا حسن قيام خواهد كرد. در پرتو قيام او كه خجسته و طاهر است، فتنه‌ها از ميان مي‌رود و حق پس از پنهان شدن، آشكار مي‌شود (كاظمي، بي‌تا: ص187).

روايت دوم نيز در كتاب بشارة الاسلام، از امام صادق عليه السلام نقل شده است. در اين روايت كه به نسب يماني اشاره دارد، آمده است: «…خروج مردي از فرزندان عمويم زيد در يمن». (همان)

آنچه كه در كتاب‌هاي متأخران دربارة مشخصات اسمي يا نسبي يماني ذكر شده نيز مبتني بر همين دو روايت است. نويسنده كتاب عصر ظهور، با اشاره به روايت اول مي‌گويد: «در بخشي از روايات، وارد شده است كه او از يمن و از يك آبادي به نام «کرعه» خروج مي‌كند». وي گفته است كه بعيد نيست اين شخص همان يماني باشد كه قبل از قيام حضرت خروج مي‌كند (كوراني، همان: ص159). آيت الله صافي گلپايگاني نيز در منتخب الاثر معتقد است وي از يمن خروج مي‌كند: «يماني مردي است كه مردم را به سوي مهدي عليه السلام فرا مي‌خواند و از يمن خروج مي‌كند» (صافي گلپايگاني، 1421: ج2، ص563).

به نظر مي‌رسد دلالت اين دو روايت بر اثبات مطلب، قابل تأمل است؛ زيرا ظاهر اين دو روايت دلالت روشني ندارد كه يماني در اين‌جا همان يماني مورد نظر در باب علايم ظهورباشد؛ چون در هيچ يك از اين دو روايت، صحبت از خروج هنگام ظهور يا نزديك به ظهور، مطرح نيست؛ لذا اين احتمال وجود دارد که مراد از يماني در اين دو روايت، يماني معهود در عصر راوي باشد. بنابراين دربارة شناسنامة اسمي و نسبي «يماني»، به سبب عدم شفافيت مسأله در روايات، نمي‌توان قضاوت قطعي كرد.

2. مليت يماني: اما درباره مليت يماني و اين‌كه اهل كجا است و از چه منطقه‌اي قيام خواهد كرد، آنچه در روايات آمده، اين است كه وي از منطقة «يمن» خروج خواهد كرد. اما اين‌كه آيا مراد از «يمن»، كشور يمن فعلي است كه مركز آن «صنعا» است يا اين‌كه منطقة گسترده‌ و وسيع‌تري را شامل مي‌شود، بايد گفت که روايات در اين‌باره نيز صراحت ندارد؛ ولي باتوجه به اين‌که در روايات، از اهل يمن به دليل نقش با اهميت آنان در زمينه سازي ظهور و ياري حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف، تجليل و ستايش شده است، اين احتمال، بيشتر تقويت مي‌شود که وي از اهل يمن فعلي باشد. افزون بر اين‌که هيچ قرينه‌اي وجود ندارد كه اصطلاح «يمني» در گذشته داراي قلمرو بيشتر از يمن فعلي بوده باشد.

3. خروج يماني، از علائم ظهور: در بعضي از روايات، تصريح شده است، خروج يماني، يكي از علايم ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است؛ مانند روايتي که عمر بن حنظله از امام صادق عليه السلام چنين نقل مي‌کند: «پيش از قيام حضرت مهدي عليه السلام، پنج چيز به عنوان علامت و نشانه رخ خواهد داد: «نداي آسماني، سفياني، واقعه خسف بيدا و خروج يماني و كشته شدن نفس زكيه» (صدوق، بي‌تا: ص649؛ همو، بي‌تا: ص304).

در حديث ديگر محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام نقل مي‌كند كه فرمود:

از نشانه‌هاي خروج وي، خروج سفياني از شام و يماني از يمن و شنيده شدن صدا از آسمان در ماه رمضان است كه ايشان را با نام خود و نام پدرش از آسمان فرياد مي‌زند (كاظمي، همان: ص100).

4. حتمي بودن خروج يماني: مسألة ديگر دربارة يماني حتمي بودن قيام وي در آستانة ظهور است. در روايات، بر محتوم بودن خروج وي، تصريح كرده است:

الف. امير المؤمنين عليه السلام مي‌فرمايد: «از اموري كه حتما اتفاق مي‌افتد قبل از قيام قائم عليه السلام، خروج سفياني، خسف بيدا، كشته شدن نفس زكيه، شنيده شدن صداي آسماني و خروج يماني است» (نعماني، همان: ص252).

ب. عبد الله بن سنان از امام صادق عليه السلام نقل مي‌كند كه حضرت فرمود: «شنيده شدن صداي آسماني و خروج سفياني و يماني و… امري حتمي است» (مفيد، همان: ص336).

5. زمان قيام يماني: در روايات، قيام يماني هم‌زمان قيام خراساني و خروج سفياني در آستانه ظهور، بيان شده است. خروج اين دو (خراساني و يماني) در جهت دعوت به حق و به سوي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و سفياني در جهت مقابله با قيام حضرت، در يك سال و يك‌ماه و يك روز عنوان شده است که اكنون به چند نمونه از اين روايات اشاره مي‌كنيم:

الف. ابو بصير از امام باقر عليه السلام در حديثي مفصل نقل مي‌كند كه حضرت فرمود: «خروج سفياني و يماني و خراساني در يك سال و يك ماه و يك روز اتفاق مي‌افتد؛ به صورت پي در پي يكي به دنبال ديگري رخ مي‌دهد».(نعماني، همان: ص253)

ب. امام صادق عليه السلام نيز درباره هم‌زماني و رقابت يماني با سفياني مي‌فرمايد: «قيام اين دو شخص يكي در جبهه حق و ديگري در جبهه باطل در تقابل و رقابت با هم قرار دارد؛ همانند رقابت دو اسب تيزرو» (نعماني، همان: ص253).

ج. در روايت عمر بن حنظله از امام صادق عليه السلام، حضرت مي‌فرمايد: «پنج علامت و نشانه قبل از خروج حضرت مهدي عليه السلام رخ خواهند داد: صداي آسماني، خروج سفياني، بلعيده شدن گروهي در سرزمين بيداء، خروج يماني و كشته شدن نفس زكيه» (طوسي، همان: ص436).

د. امام صادق عليه السلام در روايت ديگر با اندك تفاوتي مي‌فرمايد: «پنج چيز نشانه قيام قائم عليه السلام است: خروج يماني و سفياني و صداي آسماني و واقعة خسف بيدا و قتل نفس زكيه» (صدوق، بي‌تا: ص244).

بايد توجه داشت که در اين روايات، ضمن تأكيد بر اين‌كه خروج يماني از علائم قيام حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف خواهد بود، محل خروج يماني را نيز «يمن» بيان كرده است كه مويد احتمال «يمني» بودن وي مي‌باشد، همان‌گونه كه قبلاً نيز اشاره شد؛ زيرا ظاهر كلام حضرت (اليماني من اليمن) در روايت اخير و تعبير (خروج اليماني من اليمن) در روايت نخست به قرينه جملة (خروج السفياني من الشام) که قبل از آن مطرح شده، اين است كه حضرت محل خروج وي را «يمن» معرفي كرده است.

ه‍. در جاي ديگر نيز امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «سه شخص: خراساني، سفياني و يماني در يكسال و يكماه و يك روز خروج مي‌كنند» (مفيد، همان: ج2، ص446).

و. در روايت يعقوب سراج از امام صادق عليه السلام نيز آمده است:

خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كردم: چه وقت فرج و گشايش شيعيان شما فرا مي‌رسد؟ فرمود: زماني كه بين فرزندان عباس اختلاف و نزاع رخ دهد و حكومتش سست شود و كساني كه گمان نمي‌رود بر آنان هجوم آورد و حكام عرب از جايگاه خود به زير آورده شود و هر صاحب ادعايي تلاش خود را بنمايد و سفياني خارج شود و يماني قيام كند و حسني به پا خيزد. آن‌گاه صاحب الامر عليه السلام از مدينه به سمت مكه حركت كند در حالي كه ميراث پيامبر صلي الله عليه و آله را با خود دارد (نعماني، همان: ص27).

در اين روايت نيز خروج يماني، همانند خروج سفياني و حركت سيد حسني كه شايد مراد همان سيد خراساني مذكور در روايات باشد، اندكي قبل از ظهور حضرت مهدي عليه السلام يا متصل به آن، ذكر شده است. خود تعبير «واقبل اليماني» در اين روايت، بيانگر اقدامات تمهيدي و زمينه ساز جناب يماني در جهت استقبال از حضور حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف، مي‌باشد.

6. اهداف و ويژگيهاي قيام يماني: ميان شخصيت‌هاي مؤثر در زمينه سازي و قيام براي دفاع و حمايت از حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف، هيچ شخصيتي همانند يماني و قيام او در روايات، مورد تجليل و عنايت قرار نگرفته است. قيام يماني از جهت قداست هدف و خلوص انگيزه و دعوت به سوي حق از سوي ائمه عليه السلام بيش از ديگران، مورد تأييد و تكريم خاص قرار گرفته است:

الف. امام صادق عليه السلام در توصيف قيام يماني مي‌فرمايد: «هيچ پرچمي و حركتي در هنگامه ظهور، رشد يافته‌تر از حركت يماني نيست. او مردم را به سوي حق هدايت و راهنمايي مي‌كند» (طوسي، همان: ص446).

ب. در روايت ابي بصير از امام صادق عليه السلام نيز آمده است:

در ميان پرچم‌هاي برافراشته شده هيچ پرچمي مثل پرچم يماني هدايت بخش نيست. پرچم وي هدايت است، چون وي مردم را به سوي صاحب شما دعوت مي‌كند، پس هنگامي كه يماني قيام كرد، فروش سلاح بر مردم حرام خواهد بود. در آن هنگام بايد به سوي وي شتافته شود چون او پرچمدار هدايت است. بر هيچ مسلماني روا نيست كه از وي روي بگرداند وگرنه اهل آتش خواهد بود چون او به سوي حق و راه مستقيم فرا مي‌خواند (نعماني، همان: ص253).

تعابير و فرازهاي به كار رفته در اين حديث شريف، گوياي درخشش شخصيت ممتاز يماني هنگام ظهور و صحت قيام و انقلاب وي است. جالب اين است كه اين توصيفات درباره يماني كه وي را شخصي مورد تأييد و لازم الاتباع معرفي كرده، بعد از قراردادن آن در كنار سيد خراساني در صدر روايت بوده است؛ يعني بعد از اين‌كه قيام يماني را با قيام خراساني هم‌زمان ذكر نموده، فرازهاي ذيل روايت در مقام تجليل از شخصيت منحصر به فرد وي و تأييد كامل قيام او، با تأكيد مكرر بيان شده است كه قيام يماني را از نظر خلوص انگيزه و صداقت در اهداف، از ديگران متمايز مي‌كند.

در اين رابطه توجه به دو نکتة مهم، ضروري است:

نکتة اول، تأييد محكم روايات، بر حقانيت قيام يماني و امضاي كامل جنبش يماني است؛ نظير آنچه در فقرات «ليس في الرايات أهدي من راية اليماني»، «هي راية هدي»، «فإن رايته راية الحق»، «يهدي إلي الحق و إلي طريق مستقيم»، «لأنه يدعوا إلي صاحبكم» و… مشاهده مي‌شود. در اين فقرات، كلمه «هدي» كه مطلق ذكر شده و نيز تعبير «أهدي»، گوياي مشروعيت كامل اين قيام است. نيز تعابيري كه در جهت تعليل انگيزه‌هاي قيام يماني به كار رفته، وجه حقانيت وي را در دعوت به سوي حق و امام زمان عليه السلام بيان كرده است.

نکتة دوم، وجوب حمايت از قيام يماني است؛ چنان‌که در روايت قبل، امام صادق عليه السلام مردم را به پيوستن و همراهي وي مكلف كرده است و مخالفت و پشت كردن با او را نه تنها حرام، بلکه مستلزم كفر و شقاوت دانسته و اهل آتش شدن اعلام كرده است؛ چنان‌که پيش‌تر اشاره شد.

علاوه بر حرمت مخالفت فكري با وي، مخالفت عملي و عدم اطاعت از وي را در ممنوع بودن فروش اسلحه نيز ياد آور شده است كه همه اين‌ها بيانگر اهميت و نقش برجسته حركت انقلابي يماني در مقايسه با ديگران در آستانة ظهور حضرت عجل الله تعالي فرجه الشريف و هجوم فتنه‌ها در آن عصر و زمان است.

اما اين‌كه چرا در روايات نهضت يماني، هدايت بخش‌تر از ديگران توصيف شده و وجه برجستگي و استقامت پرچم وي ميان ديگر پرچم‌ها و قيام‌ها چيست، پرسشي است که با تأمل در روايات قبل، مي‌توان پاسخ آن را به دست آورد.

در اين‌باره، نويسندة کتاب عصرظهور، چند وجه را ياد آور شده است كه توجه به آن، حائز اهميت است:

وجه اول اين‌كه سيستم رهبري سياسي در يمن، از جهت سادگي و قاطعيت، نزديك‌تر به اسلام و دستورات مربوط به توسعه و گسترش اسلام و الزامات آن است.

وجه دوم اين‌كه ممكن است اين امتياز، به سبب وجود نيروهاي مطيع، مخلص و تسخير‌ناپذير در سپاه يماني ‌باشد.

وجه سوم اين‌كه ممكن است عدم پايبندي و عدم تعهد به عناوين ثانوي و معاهدات بين المللي حركت يماني، موجب برتري نهضت وي در آن شرايط باشد؛ برخلاف نهضت خراساني از ايران كه با توجه به سابقة سياسي و تعهدات متقابل با نظام‌هاي بين المللي، در چنين وضعيتي قرار ندارد.

وجه چهارم اين‌كه قيام يماني به دليل اين‌كه به ديدار حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نائل شده و مستقيماً از رهنمودهاي امام عليه السلام بر خوردار است، خالص‌تر و مطمئن‌تر از قيام‌هاي ديگر است (كوراني، همان: ص159).

نويسنده عصر ظهور در نهايت، وجه اخير را ترجيح مي‌دهد؛ ولي دليلي وجود ندارد كه جناب يماني در خروجش مستقيما از حضرت عجل الله تعالي فرجه الشريف دستور بگيرد يا اين‌كه شخصاً با حضرت ديدار داشته باشد؛ بنابراين در توجيه و تحليل برتري و هدايت بخشي قيام يماني، وجه اول و وجه سوم مناسب‌تر به نظر مي‌رسد.

غير از آنچه اشاره شد، گروه‌هاي ديگري نيز هستند که هنگام ظهور، براي ياري امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، از مناطق مختلف قيام مي‌کنند و به لشکريان پيروز حضرت مي‌پيوندند. اين نيروها، از مناطق مختلفي مثل کوفه، شام، مصر و… به سوي حضرت به پا مي‌خيزند. در برخي روايات از اين نيروها و مجموعه ها، با عناويني همچون: «ابدال»، «نجبا» و «عصائب» ياد شده است (مجلسي، همان: ج51، ص88). در برخي روايات، از اهالي طالقان به عنوان ياران و اصحاب حضرت مهدي عليه السلام، تجليل شده است. از امام صادق عليه السلام درباره اهالي طالقان، نقل شده است که فرمود: «براي قائم عليه السلام، گنجي است در طالقان که نه طلا است و نه نقره» (همان: ج52، ص308). همچنين از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده است که فرمود:

خوشا به حال طالقان، که از براي خداوند عز و جل در آن گنج‌هايي است نه از جنس طلا و نه از نقره و لکن درآن مرداني است اهل ايمان که خدا را از روي معرفت شناخته‌اند، آنان انصار و ياوران مهدي در آخر الزمان خواهند بود (همان: ج51، ص87؛ كوراني، همان: ج3، ص82).

و روايات مشابه ديگري نيز در اين زمينه نقل شده است. از ميان مجموعه نيروهايي که از مناطق مختلف براي حمايت و ياري رساني امام مهدي عليه السلام به پا مي‌خيزند، در اين شرايط حساس و تاريخي، تنها رزمندگان خراساني و يماني به صورت يک نيروي منظم و داراي آرايش نظامي، در صحنه ظاهر شده و به ايفاي نقش مي‌پردازند. ظاهراً ميان حرکت نيروهاي تحت امر شعيب بن صالح و نيروهاي خراساني نيز ارتباط و هماهنگي کامل وجود دارد. اين نيرو‌ها بعد از طغيانگري سفياني در آستانة ظهور، از مناطق مختلف به صورت ضربتي وارد عراق شده و با سپاه سفياني به نبرد مي‌پردازند. به همين سبب، آنان در حمايت از امام مهدي عليه السلام و مقابله با دشمنان آن حضرت، نقش مؤثر و برجسته تري نسبت به ديگران خواهند داشت.

آنچه اشاره شد، صرفاً نمونه‌هايي از قيام عدالت خواهانه‌اي بود که بر اساس روايات در هنگامه ظهور براي حمايت از قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رخ مي‌دهند. البته اين به معناي انحصار ياوران مهدي عليه السلام در هنگام ظهور در موارد ذکر شده نمي‌باشد.

 

 

 

 

منابع

1.  ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي، الخصال، قم، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين.

2.  ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي، كمال الدين وتمام النعمه، قم، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين.

3.  ابن حماد مروزي، ابوعبدالله نعيم، الفتن، انگلستان، كتابخانه المتحف، خطي.

4.  ابن طاووس، رضي الدين علي بن موسي، الملاحم والفتن في ظهورالغائب المنتظر، بيروت، موسسة الاعلمي.

5.  ابن منظور، محمد، لسان العرب، قم، نشرادب الحوزه.

6.  اربلي، ابوالحسن علي بن عيسي بن ابي الفتح، كشف الغمه في معرفة الأئمه، بيروت، دارالكتب الاسلاميه.

7.  بحراني، هاشم، المحجة فيما نزل في الحجة بيروت، مؤسسة الوفأ، 1403ق.

8.  بحراني، هاشم، حلية الابرارفي فضائل محمد وآله الاطهار، قم، دارالكتب العلميه.

9.  بحراني، هاشم، غاية المرام في حجة الخصام عن طريق الخاص والعام، بيروت، مؤسسة الاعلمي.

10.   حرعاملي، محمد بن الحسن، اثبات الهداة، قم، چاپخانه علميه.

11.   حرعاملي، محمد بن الحسن، الايقاظ من الهجعه،قم، دارالكتب العلميه.

12.   حسيني واسطي زبيدي، محمد مرتضي، تاج العروس، كويت، دارالهدايه، 1385ش.

13. حلي، رضي الدين علي بن يوسف بن المطهر، العدد القويه لدفع المخاوف اليوميه، قم، كتابخانه مرعشي نجفي.

14. حلي، يوسف حسن بن مطهر، المستجاد من كتاب الارشاد، قم، كتابخانه آيت‌الله مرعشي.

15. ديلمي، ابو محمد، ارشاد القلوب، بيروت، موسسه الاعلمي.

16. شيخ طوسي، ابوجعفرمحمد بن حسن، الغيبه، تهران، كتابفروشي نينوي.

17. صافي گلپايگاني، لطف‌الله، منتخب الاثر، چاپ دوم، قم، انتشارات حضرت معصومه عليها السلام، 1421ق.

18. صفار قمي، محمد بن الحسن بن فروخ، بصائرالدرجات في فضائل آل محمد صلي الله عليه و آله، قم، كتابخانه آيت‌الله مرعشي.

19. طبرسي، فضل بن الحسن، مجمع البيان في تفسيرالقرآن، قم، دارالكتب الاسلاميه.

20. طبري، محمد بن جرير بن رستم، دلائل الامامه، قم، كتابفروشي رضي.

21. طبسي نجفي، محمد رضا، الشيعة والرجعة، چاپخانه الآداب، نجف اشرف، 1385ش.

22. عاملي، محسن امين، اعيان الشيعه، بيروت، دارالتعارف.

23. عبدالباقي، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكريم، قاهره، الطبع الثاني1408ق.

24. عروسي حويزي، عبدعـلي بن جمعه، نورالثقلين، قم، چاپخانه علميه.

25. عياشي سمرقندي، محمد بن مسعود، تفسيرالعياشي، تهران، كتابفروشي اسلاميه.

26. فتال نيشابوري، محمد، روضة الواعظين، انتشارات الرضي، قم.

27. کوراني، علي، عصرظهور، ترجمة عباس جلالي، 1378، قم، سازمان تبليغات اسلامي.

28. کوراني، علي، معجم احاديث المهدي، مؤسسه معارف اسلامي، قم، 1411ق.

29. كاظمي، مصطفي، بشارة الاسلام، تهران، كتابخانه نينوالحديثه.

30. كليني رازي، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه.

31. متقي هندي، علاء الدين علي، كنزالعمال في سنن الاقوال والافعال، بيروت، مؤسسة الرساله.

32. متقي هندي، علاءالدين علي، البرهان في علامات مهدي آخرالزمان، چاپخانه خيام، قم.

33. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء.

34. معروف (الدين راوندي)، ابوالحسين سعيدبن هبة الله، الخرائج والجرائح، قم، مؤسسة الامام مهدي.

35. مقدس شافعي، يوسف بن يحيي، عقدالدرر في اخبارالمنتظر، عالم الفكر، قاهره.

36. نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبة، تهران، كتابفروشي صدوق.

37. نوري طبري، ميرزا حسين، مسدرك الوسائل، قم، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 10 اردیبهشت 1394  6:34 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها