از خاطرات خوب من برمیگرده به تابستون امسال و سفر مشهد که تو اون سفر با داداش فرزاد و داداش خدایی وداداش حسین رضایی دیدار کردم البته به دلیل مشغله زیاد من به عنوان سرپرست کاروان وقتم خیلی کم بود و تونستم این بزرگواران رو در حد چند دقیقه ببینمشون.البته تو همون چند دقیقه اون قدر خندیدیم که صدای خندمون همه جا رو گرفته بودش


ای ناقلاب :تو که زود در رفتی ،فرداش هم رفتی استخر ،دوباره نیومدی ببینمت کهنشد یه عکس دوتایی بندازیم بذاریم اینجا الان