پاسخ به:یه معما/ امتیاز ویژه
سه شنبه 30 دی 1393 12:46 AM
قدیم خونمون حیاط بزرگ داشت. البته تو کویر بودیم . انواع و اقسام جونور پیدا میشد. بین خواهرا شحاعشون من بودم و داداشم که وقتی بابام می خواست موش بکشه کمکش میکردیم. البته اعتراف میکنم موشه طرفم میومد جیغ و دادم میرفت هوا. ولی خب کمتر از بقیه میترسیدم. تازه جارو هم دستم میگرفتم. میزدما. میخورد تو سرش یا نه! خدا میدونه.
تشکرات از این پست
ria1365
shayesteh2000
amirhossein1392
nargesza
moradi92
komail1012531