پير زالى پسر خود را پيش ابوسعيد برد تا مريد او شود، ولى پسرك تاب تحمل زندگى سخت صوفيان را نداشت، پس به ابوسعيد گفت: تو مى‏خواستى صوفى‏اى از من بسازى، ولى مرا در دام مرگ انداختى! ابوسعيد گفت: وقتى كه ابوسعيد بخواهد مريدى بسازد، مثل تو مى‏شود، ولى چون پروردگار بخواهد مريدى بسازد، او مثل ابوسعيد مى‏شود.