در لهجه اصفهانی واژه‌هایی هنوز کاربرد دارد که در دیگر لهجه‌های زبان فارسی یا فراموش شده‌اند و یا به گونه دیگری بکار می‌روند.

برخی از کارواژه‌های لهجه اصفهانی:

واژه اصفهانی معنی
اِسِدَن ستاندن
تابیدن گشت و گذار کردن
تُریدن چرخ خوردن
چزوندن (آدِما می‌چِزونِد) چزاندن: زخم زبان زدن (به آدم، زخم زبان می‌زند)
درا پیش کردن در را کامل نبستن
لووه زدس التماس کرده
جَلْد (جلدی بیا اینجا) تند (تند/زود بیا اینجا)
رفتُ را کردن رفت و آمد داشتن
لولیدن جنبیدن
جوریدن جوییدن
جُسَن جُستن
جِسن جَستن
پکیدن ترکیدن
گوسولدن، گوسلیدن گسلاندن (پاره کردن)
گوسوختن گسیختن
کار دادن هنوز کارایی داشتن
کوفیدن کوبیدن
ورمالیدن فرار کردن