استقبال خروشان مشتاقان نجوم و چشمان عاشقي که بر چشمي ها و عدسي تلسکوپها و دوربين ها نهاده مي شود و از ژرفاي دل از يکي از خلقت هاي عظيم خداوندي متعجبانه و شادمانه آه مي کشند نويدي است بر همه آنان که دست اندرکار عرصه نجوم کشورند که : هان ، ببينم و رجعت اين رود جاري زلال رابه سمت آسمان شاهد باشيم و از اين رجعت پندها بياموزيم .يعني بياموزيم که مردم را حتي اگر براي تفريح هم به سوي دوربين و تلسکوپ ما آمدند ، چگونه ارج بنهيم. بياموزيم يک آماتور عاشق را حتي اگر براي عشق آسماني اش آمده است ، مسرور سازيم. بياموزيم آسماني بودن را و آسماني زيستن را . چرا که نياموخته را تهديدي براي همه است.

اول، بياموزيم که صلح آن هم از نوع نجومي يعني چه و اگر آموختيم ديگر از مدتها قبل و مدتها بعد آن به تخريب ديگر آموختگان نپردازيم.

دوم ،بياموزيم که نسل جديد و جوان آماتورحتماً در فراسوي آينده خود نيم نگاهي هم به بزرگترها و ريش سفيدان و سردمداران اين علم دارند و باور کنيم که يکي از اولين آموزش ها همسويي و عدم تحقير ديگران است .

سوم ، بياموزيم که در جهان ارتباطات و فن آوريهاي نو و پست هاي الکترونيکي و .... و دهکده جهاني يعني آنچه در برخي کشورها مي بينيم ، دهها و صدها گروه و تشکيلات هم نام و شبيه در کنار هم مشغول نجوم آماتوري هستند و هيچ يک داعيه سروري و صاحب منصبي و متولي گري ندارد.

چهارم ، بياموزيم که اگر به لطف خالق هستي ، امروز خوش اقباليم و ابزارهاي لازم را در اختيار داريم.پدر سالار رشته نجوم نباشيم و با برادر ، برادري و با فرزند، پدري و با همسرايان همدلي کنيم .

و پنجم ، از آموختني ها ، حسن سلوک و همجواري و احترام متقابل است يعني هماني که برخي آن را اخلاق عملي و حرفه اي مي خوانند و مي نامند ، اما ....

کاش باور داشته باشيم که اين استقبال مردمي بايد پاسداري گردد وگرنه تبديل به اکراه از نجوم شده و به افول مي گرايد.

و کاش باور داشته باشيم راصدان آسماني بايد نگاهشان، اعمالشان و قلوبشان آسماني باشد. باري ، مردم در روز و هفته جهاني نجوم ، نگاهشان به اين عرصه ، آسماني بود و ما هم وظيفه داريم از اين ارزش حراست کنيم .

کاش يکديگر را باور داشته باشيم.

گزارش از : روابط عمومي

برگزاري مراسم هفته نجوم در آسايشگاه کهريزک

سالمندي است اما پايان راه نيست .مي گويند: هر آن کس که قادر به ديدن زيبايي هاي زندگي است ، پير نيست . در ادبيات عرفاني ايران ، هر آنچه را که پيوندي با خرد ، دانايي ، انديشه و تجربه دارد به پير نسبت مي دهند و از آن ، با تعابيري چون " پير ميکده " ، " پير دير " ، " پيرصحبت " ياد مي کنند.

حرف سالمندان آسايشگاه کهريزک اين بود : سالمندي و ناتواني ، تنها پايان دوره اي از زندگي معمول و شغلي و سازماني و سر آغاز دوره تازه اي است که مي تواند سرشار از عشق و عواطف و زيبايي باشد.

سالمندي و بازنشستگي و ناتواني جسمي ، سر آغاز وقت خوشه چيني جوانتر ها از خرمن خوشه چينان قبلي است .

آري آسمان متعلق به همه مخلوقات است و سالمند هم مي تواند زيبائيهاي خلقت را ببيند.

سلام آقاي نجومي

"سلام من براتم ، چندسال است درآسايشگاه سالمندان زندگي مي کنم.آقا با اين تلسکوپ مي توان آخر دنيا را ديد ؟"

اين گوشه اي از اظهارات آقا برات بود، مشتري پروپا قرص روز نجومي ما در آسايشگاه سالمندان در منطقه کهريزک جنوب تهران ، خيلي صميمي و مودب بود اما تلسکوپ را بيشتر از ما دوست داشت .

گفتم : با آخر دنيا چکار داري ؟ گفت : مي خواهم ببينم آنجا مردم چگونه اند ، مهربان تر يا نامهربان تر .گفتم : مگر مي شود مهرباني را با تلسکوپ ديد؟ گفت : شايد روزي بيايد که ديگر کسي در آسايشگاه نباشد و گذرش به اينجا نيفتد ، هر کس در کنار زندگي خودش باشد حتي اگر معلول و ناتوان است . بعد هم به بازگويي کتابهاي علمي و آموزشي که خوانده بود پرداخت .

آقا برات ظاهراً يک ناتوان جسمي بود اما در واقع مستاجري بود که چند صباحي در آسايشگاه اقامت گزيده بود.آقا برات و همه مشتاقاني که در آسايشگاه بودند به ما دلگرمي مي دادند و ثابت نمودندکه ما در انتخاب آن مرکز به عنوان يکي از پايگاههاي مناسب در هفته نجوم اشتباه نکرده ايم .

آنها با سئوالات متعدد و با اهميت و علاقه اي که داشتند بر عزم ما افزودند که دو چشم پر سويشان ، همه حقايق را حتي اگر در آسمانها باشد مي بيند.

باري ، هنگامي که در تدارک و برنامه ريزي برگزاري هر چه بهتر هفته و روز جهاني نجوم بوديم ، برآن شديم تا درشرايطي که همه به دنبال يک کارناوال پر هياهومي گردند . ما به گوشه اي خلوت اما پر از راز و رمز سالمندان پناه ببريم و طي اين هفته آسمان را با آنها ببينيم و امروز مي دانيم که چه انتخاب مفيدي کرده ايم . عملکرد مثبت سال گذشته در مراکز نا بينايان و مهدهاي کودک پيامي داشت که جوامع کوچکتري هم هستند که سخت به دنبال آسمان و زيبائيهاي خلقت تشنه طبيعتند، اما به دليل عدم دسترسي در رسيدن به خواسته خود ناکام مي مانند. بر اين اساس تلاش نموديم تا به عنوان عضوي کوچک از جامعه آماتوري کشور ، دين خود را به اين هموطنان ادا کنيم و اين بار با سالمندان دست بيعت داديم و خستگي يکسال فراز و نشيب هاي نجومي را به در کرديم. رفتيم به جاييکه مي دانستيم هيچ خبرنگار و تصويربرداري نيست و نمي آيد . به جائيکه در هيچ سايت و نشريه اي خبرش درج نمي گردد و در کمتر نمايشگاهي عکس هايش بر ديوار مي نشيند.