هر کلمه و هر لحظه از تو می نویسم

 نمی دانم همسفر کدامین غروبی؟

ولی من همینجا منتظر بازگشت تو خواهم ماند...

قرارمان همینجا در جاده تنهایی

سر دو راهیه رفتن و ماندن

 کنار تابلوی عشق و نفرت

زیر سایه درخت سبز امید

من نشسته ام روی نیمکت انتظار

 ممکن است گیسوانم سفید باشد ,

اما قلبم مانند نفسهایم گرم است....

 مطمئنم مرا خواهی دید

 

درد گذرگاه روزگار

اما بدان دیر آمده ای

بودنم در انتضار خواستنت تمام شد.