البته این رو هم باید در نظر بگیرید که خیلی ها زمونه تغییرشون میده.

یعنی امکان داره شرایط و سختی های زندگی باعث بشه یه نفر اخلاقش ، ایمانش و حتی خواسته ها و علاقه مندی هاش  تغییر کنه. 

آدم خودش رو بهتر میشناسه، از هر فرد دیگری بهتر میشناسه خودش رو. برای همین باید تو معیارهایی که داره، خودش رو هم در نظر بگیره.

بعضی وقتها من شنیدم افرادی هستند خصوصیات یک فرد رو قبول دارند برای ازدواج، ولی یکی از عیوبش براشون قابل تحمل نیست. ولی میگن اشکال نداره، بعد از ازدواج درست میشه، تغییر می کنه.

این به نظرم بزرگترین اشتباهی هست که در ازدواج ها صورت می گیره. اگر قرار به تغییر شخص بود در همون مدت 20 تا 25 سال و سالهای قبل از ازدواج تغییر می کرد.

کسی که قصد ازدواج به او را دارید کودک تازه به دنیا آمده نیست که بخواهیم آداب و رفتار بهش بیاموزیم.

من حتی دیدم خانواده های مذهبی رو که از یک فردی خوششون اومده. یعنی اخلاق فرد خوب بوده، وضع مالیش خوب بوده، و همه شرایط رو برای ازدواج داشته، ولی یه اشکال داشته، مثلا سیگار میکشیده، این خانواده قبول کردند این بنده خدا رو، و بهش گفتن باید سیگار رو ترک کنی. قبول کرده، ولی بعد از ازدواج ترک نکرده هیچ! بدتر هم شده.

یا حتی مورد بدتر، طرف نماز نمیخونه ولی در یک خانواده مذهبی بخاطر شرایط خوب دیگری که داماد داشته قبولش کردند.

یا مورد در نزدیکانم داشتم، دختر خوب بوده، ولی چادری نبود، خیلی هم به نماز مقید نبود. فقط اخلاقش خوب بود، آشپزیش خوب بود، فامیل بود، بخاطر اصرار پسر خانواده راضی شدند.

بعد از ازدواج به مشکل برخوردند. بخاطر حجابش، و ...... آخر سر هم موارد اختلاف کوچیک اینقدر بزرگ شد که باعث جدایی شد.

قبل از ازدواج حتما باید تحقیق باشه، حتما باید پرس و جو باشه، ولی اگه دختر یا پسری رو قبول کردند باید همونطور بپذیرنش، نه اینکه به امید تغییر و با قول و وعده و وعید انتظار تغییر ازش داشته باشن.

انتظار تغییر از طرف مقابل کمی زیاده خواهی هست. 

شاید طرف مقابل شما (بعد از ازدواج همسر شما) هم فکری مشابه شما داشته باشه و انتظار داشته باشه شما با او همراه باشید.