من همیشه زنگ ورزش درس می خوندم وزیادبه ورزش علاقه نداشتم.یه خاطره دیگه ای یادم اومد:

یه روزامتحان ورزش که داشتیم یه فاصله ای روبایستی می دویدیم وروی تشک پشتک وکله ملاق می زدیم من برعکس تقریبا"عمل کردم وقصدداشتم خودموزخمی کنم تاازامتحان رهایی پیداکنم فاصله ای رودویدوم وهنوزبه تشک نرسیده بودم روی آسفالت کله ملاق زدم وبدین ترتیب ازدورامتحان حذف شدم.خخخخخخ