باز اين دل از غمي ديرينه لبريز است

باز ميلرزد به خود سر شاخه هاي بيد سرگردان

باز ميريزد فرو بر چهره ام باران

باز رنجورم خداوندا پريشانم

باز ميبينم که بي تابانه گريانم

باز پاييز است

باز اين دنيا غم انگيز است

باز پاييز است و هنگام جدايي ها

باز پاييز است و مرگ آشنايي ها