با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 526
یک شنبه 7 تیر 1394 10:23 AMصفحه پانصد و بیست و شش قرآن آیات 1 تا 26 سوره نجم
با قرائت استاد خلیل الحصری
وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿١﴾ سوگند به اختر [= قرآن] چون فرود مىآيد، (۱)
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ﴿٢﴾ [كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده؛ (۲)
وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿٣﴾ و از سر هوس سخن نمىگويد. (۳)
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ﴿٤﴾ اين سخن بجز وحيى كه وحى مىشود نيست. (۴)
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ﴿٥﴾ آن را [فرشته] شديدالقوى به او فرا آموخت، (۵)
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ﴿٦﴾ [سروش] نيرومندى كه [مسلّط] درايستاد. (۶)
وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ﴿٧﴾ در حالى كه او در افق اعلى بود؛ (۷)
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿٨﴾ سپس نزديك آمد و نزديكتر شد، (۸)
فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿٩﴾ تا [فاصلهاش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان يا نزديكتر شد؛ (۹)
فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿١٠﴾ آنگاه به بندهاش آنچه را بايد وحى كند، وحى فرمود. (۱۰)
مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿١١﴾آنچه را دل ديد انكار[ش] نكرد. (۱۱)
أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿١٢﴾ آيا در آنچه ديده است با او جدال مىكنيد؟ (۱۲)
وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ﴿١٣﴾ و قطعاً بار ديگرى هم او را ديده است، (۱۳)
عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى﴿١٤﴾ نزديك سدرالمنتهى، (۱۴)
عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ﴿١٥﴾در همان جا كه جنةالمأوى است. (۱۵)
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى﴿١٦﴾ آنگاه كه درخت سدر را آنچه پوشيده بود، پوشيده بود. (۱۶)
مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿١٧﴾ ديده [اش] منحرف نگشت و [از حدّ] در نگذشت. (۱۷)
لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ﴿١٨﴾ به راستى كه [برخى] از آيات بزرگ پروردگار خود را بديد. (۱۸)
أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ﴿١٩﴾ به من خبر دهيد از لات و عزّى، (۱۹)
وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى﴿٢٠﴾ و منات آن سومين ديگر، (۲۰)
أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى ﴿٢١﴾ آيا [به خيالتان] براى شما پسر است و براى او دختر؟ (۲۱)
تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى﴿٢٢﴾ در اين صورت، اين تقسيم نادرستى است. (۲۲)
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى ﴿٢٣﴾
[اين بتان] جز نامهايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان نامگذارى كردهايد [و] خدا بر [حقّانيّت] آنها هيچ دليلى نفرستاده است. [آنان] جز گمان و آنچه را كه دلخواهشان است پيروى نمىكنند، با آنكه قطعاً از جانب پروردگارشان هدايت برايشان آمده است. (۲۳)
أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى ﴿٢٤﴾ مگر انسان آنچه را آرزو كند دارد؟ (۲۴)
فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى ﴿٢٥﴾ وَآن سرا و اين سرا از آن خداست. (۲۵)
كَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى ﴿٢٦﴾
و بسا فرشتگانى كه در آسمانهايند [و] شفاعتشان به كارى نيايد، مگر پس از آنكه خدا به هر كه خواهد و خشنود باشد اذن دهد. (۲۶)