صفحه چهارصد و چهل و نه قرآن آیات 77 تا 102 سوره صافات 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

 

 

وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾ و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم. (۷۷)

 وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿٧٨﴾  و در ميان آيندگان [آوازه نيك‌] او را بر جاى گذاشتيم. (۷۸)

سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿٧٩﴾ درود بر نوح در ميان جهانيان! (۷۹)

إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴿٨٠﴾ ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‌دهيم.(۸۰)

 إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿٨١﴾  به راستى او از بندگان مؤمن ما بود. (۸۱)

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿٨٢﴾ سپس ديگران را غرق كرديم. (۸۲)

وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ ﴿٨٣﴾ و بى‌گمان، ابراهيم از پيروان اوست. (۸۳)

 إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٤﴾   آنگاه كه با دلى پاك به [پيشگاه‌] پروردگارش آمد. (۸۴)

 إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿٨٥﴾  چون به پدر[خوانده‌] و قوم خود گفت: «چه مى‌پرستيد؟ (۸۵)

أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ﴿٨٦﴾  آيا غير از آنها، به دروغ، خدايانى [ديگر] مى‌خواهيد؟! (۸۶)

فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٨٧﴾ پس گمانتان به پروردگار جهانها چيست؟» (۸۷)

 فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ﴿٨٨﴾ پس نظرى به ستارگان افكند، (۸۸)

فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ﴿٨٩﴾ و گفت: «من كسالت دارم!» (۸۹)

 فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿٩٠﴾  پس پشت‌كنان از او روى برتافتند!(۹۰

فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿٩١﴾ 

 تا نهانى به سوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت: «آيا غذا نمى‌خوريد؟ (۹۱)

مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿٩٢﴾  شما را چه شده كه سخن نمى‌گوييد؟!» (۹۲)

فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ﴿٩٣﴾ پس با دست راست، بر سر آنها زدن گرفت! (۹۳)

 فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿٩٤﴾ تا دوان دوان سوى او روى‌آور شدند. (۹۴)

 قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿٩٥﴾ [ابراهيم‌] گفت: «آيا آنچه را مى‌تراشيد، مى‌پرستيد؟ (۹۵)

 وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾ با اينكه خدا شما و آنچه را كه برمى‌سازيد آفريده است!»(۹۶

قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿٩٧﴾گفتند: «برايش [كوره‌]خانه‌اى بسازيد و در آتشش بيندازيد» (۹۷)

 فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿٩٨﴾ پس خواستند به از نيرنگى زنند؛ و[لى‌] ما آنان را پست گردانيديم. (۹۸)

 وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿٩٩﴾ و [ابراهيم‌] گفت: «من به سوى پروردگارم رهسپارم، زودا كه مرا راه نمايد!» (۹۹)

رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿١٠٠﴾ «اى پروردگار من! مرا [فرزندى‌] از شايستگان بخش.» (۱۰۰)

  فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ﴿١٠١﴾ پس او را به پسرى بردبار مژده داديم. (۱۰۱)

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿١٠٢﴾

و وقتى با او به جايگاه «سعى» رسيد، گفت: «اى پسرك من! من در خواب [چنين‌] مى‌بينم كه تو را سَرْ مى‌بُرم، پس ببين چه به نظرت مى‌آيد؟» گفت: «اى پدر من! آنچه را مأمورى بكن! ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت.» (۱۰۲)