چه خداى خوبى دارم
 
بعضى اوقات در گـــذر سال ها جاده ى زندگى به نظر طولانى مى رسد
و ما با قلبى شكسته و چشمانى پر از اشك در ميان نگرانى هايمان قدم
برمى داريم و در كناره ى راه از پــا مى اُفتيم ، امـــا پـــروردگار آرام در
گوشمان زمزمه مى كند كه :
 بنده ى من ، روز ديگرى در پيش است ، جــــاده همــوارتر و بهــتر خـواهـد بود ، پس دل شكسته مباش، مكان فرو افتادنت تنها استراحتگاهــى 
كــــوچــــك است بـــراى اوج گــرفتــنى ديــــــگر ...