می نویسم یادگاری

تا بماند روزگاری

گر نبودم روزگاری

این بماند یادگاری...

 

من آن گلبرگ مغرورم، که می‌میرم ز بی‌آبی

ولی با منّت و خواری، پی شبنم نمی‌گردم