امروز شايد بايد از خون گلو خورد

 نــــان شــــرف از سفره‌هاي آرزو خورد

 بوي ريا پر كرده ذهـــن دستها را

 ‌اي كاش مي‌شد جرعه‌اي بي رنگ و بو خورد

 شايد تمام حرفم اين باشد جماعت

 حق شما را كــاخ‌هاي روبه رو خــــــورد

 (ضياء الدين شفيعي)