حضرت علی ـ علیه السلام ـ در کلام 197 نهج البلاغه، رحلت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را چنین وصف می نمایند:

«وَ لَقَدْ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ إِنَّ رَأْسَهُ لَعَلَى صَدْرِي وَ لَقَدْ سَالَتْ نَفْسُهُ فِي كَفِّي فَأَمْرَرْتُهَا عَلَى وَجْهِي وَ لَقَدْ وُلِّيتُ غُسْلَهُ ص وَ الْمَلَائِكَةُ أَعْوَانِي فَضَجَّتِ الدَّارُ وَ الْأَفْنِيَةُ- مَلَأٌ يَهْبِطُ وَ مَلَأٌ يَعْرُجُ وَ مَا فَارَقَتْ سَمْعِي هَيْنَمَةٌ مِنْهُمْ- يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتَّى وَارَيْنَاهُ فِي ضَرِيحِهِ فَمَنْ ذَا أَحَقُّ بِهِ مِنِّي حَيّاً وَ مَيِّتاً»

پيامبر خدا (ص) هنگامى كه قبض روح شد سرش بر سينه من بود، جانش بر روى دستم جريان يافت و آن را بر چهره كشيدم، من غسل او را كه درود خداوند بر وى و خاندانش باد متّصدى بودم، و فرشتگان مرا يارى مى‏كردند، در اين حال خانه و اطراف آن به ناله و شيون در آمده بودند، گروهى از فرشتگان فرود مى‏آمدند و دسته‏اى بالا مى‏رفتند و گوش من از آواى آهسته آنان كه بر آن حضرت نماز مى‏گزاردند جدا نمى‏شد، تا آن گاه كه او را در آرامگاهش به خاك سپرديم. بنا بر اين چه كسى به او در حال زندگى و مرگ از من سزاوارتر است‏.