پاسخ به:خدایا...!
شنبه 14 شهریور 1394 2:11 PM
خدایـــــــــــــــا....
فانوست را کمی پایین تر بگیر...
جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است، انتهایش را نمی دانم چیست...
میترسم انتهایش بن بست باشد...
تو را به مهربانیت سوگند...
فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نامشخصم باشد...
نمی خواهم بی فانوس تو به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم....
فانوست را کمی پایین تر بگیر...
جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است، انتهایش را نمی دانم چیست...
میترسم انتهایش بن بست باشد...
تو را به مهربانیت سوگند...
فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نامشخصم باشد...
نمی خواهم بی فانوس تو به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم....
ای مهربانترینم...
من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم
من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم