به عیادت  مجروحان عملیات والفجر 4 رفتم . در میان مجروحان ، مجروحی را دیدم که صورتش به طور کامل پانسمان شده بود .
نحوه تنفس او کنجکاویم را بر انگیخت !

پس از دقیق شدن در قضیه ، متوجه شدم که در گردن او سوراخی ایجاد کرده اند و لوله ای در آن نهاده اند و تنفس او از این مجرا انجام می گیرد!


از مسئول اورژانس سوال کردم : این مجروح را چه کسی از مرگ حتمی نجات داده است ؟


با اشاره دست اشاره کرد : امداد گر .


به سراغ امداد گر رفتم و نامش را پرسیدم .


در جوابم گفت : دکتر گرجی .


گفتم : ای عجب ! چرا خودت را امداد گر معرفی کردی؟


گفت من پزشک امدادگرم !