به نام خدا

به نظرمی رسد روح کلی حاکم براین نوشته ها توکل وتکیه برخداوند متعال است .اگر غمی به انسان برسد ازآن رو ازخودبی خود نمی شود که می داند: اگربامن نبودش هیچ میلی     چراظرف مرابشکست لیلی؟ 

واگرازموضوعی شاد می شود سرمست ازباده غرور نشده واین شادی راهدیه ای ازجانب خداوند می داند.

خداوندی که حکمتش اقتضا می کند تمام خوشی ها ویاناخوشی ها رابرسریک نفر فرونریزد.صدالبته  می دانیم اگر ناراحتی نبود مفهوم شادی هم معنایی نداشت چه آن که اگرنورنبود تاریکی هم معنا پیدانمی کرد.

البته این نکته رانباید ازنظر دور داشت که هیچکس دنبال غم نمی رود وهمه درپی به دست آوردن شادی هستند ،لیکن آنجه مهم است ان است که شادی هایمان نتیجه اش غم دیگران نباشدوصدالبته :

((غمی که انسان راآگاه کند بهترازشادبودنی است که فراموشی نصیب انسان نماید.))