دادستان : در السالوادور چه کار میکردی؟
چگوارا: بدنم را برنزه میکردم
دادستان:چرا ساختمان را خراب کردی؟
چگوارا: جلوی افتابم را گرفته بود

یعنننننننننننننننننننننننننننننی عندشششششششششششششششششه