دیالوگ های ماندگار
یک شنبه 17 فروردین 1393 2:18 PM- مادر مرد، از بس که جان ندارد، بيچاره پير شده از بس مرده ( اکبرعبدي – مادر)
- بيا قسم بخوريم که ديگه قسم نخوريم (محمدرضا فروتن - متولد ماه مهر)
- ميمونه يه حلوا، هديه صاحبان عزا به اهل قبور... اين تنها شيريني ضيافت مرگ، عطر و طعمش دعاست ... روغن خوبم تو خونه داريم ... زعفرونم هست ... اما چربي و شيريني ملاک نيست ... اين حرمته که زندهها به مردههاشون ميذارن ... (ماه منير و طلعت به گريه ميافتند) اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله است ... فقط دلواپس آردم ... خاطر جمع نيستم ... ميترسم مونده باشه ...( زنده ياد رقيه چهره آزاد- مادر)
- تا حالا فکر ميکردم جواب يه زنه تنها رو کي ميده حالا فکر ميکنم جواب بچه شو کي ميده (زنده ياد خسرو شکيبايي- اتوبوس شب)
- پرواز اندازه آدمو برملا ميکنه هرچي بالاتر ميري بالا و بالاتر ميري دنيا از ديد تو بزرگتر ميشه و تو از ديد دنيا کوچکتر! (شهاب حسيني- شوق پرواز)
- به چيزي دل ببند که دل داشته باشه (محمدرضا فروتن- مرسدس)
- دوست خيالي كه واقعا دوستت باشه، خيلي بهتر از يه دوست واقعيه كه خيال ميكني دوستته ( امين حيايي- چه کسي امير را کشت)
- از وقتي که تصميم گرفتم ديگه نبينم، خيلي چيزا ديدم (پرويز پرستويي-بيد مجنون)
- تو اولي نيستي، من با خيليا عاشقيت داشتم، اما ديگه تا وقتي پيش آقام خاکم کنن، خود خودتي، اگه اولي نبودي اينو بدون آخري هستي (سوته دلان)
- همه جور نون ديدم، نون سنگک، نون بربري، نون لواش، نون تافتون، ولي هيچ جا نون حلال نديدم (پولاد کيميايي- جرم)
- اون موقعها که خيلي جوون بودم و همه دور سفره جمع ميشديم، وقتي که غذا تموم ميشد يه آه بلند ميکشيدم و ميگفتم: کاش غذا تموم نميشد! کاش اولش بود! نه به خاطر غذاها، اون که هميشه بود، فقط به خاطر اين جمعي که ميدونستم هميشه باقي نميمونه، ولي خب الان که همه هستيم، پس قدرشو بدونيم ديگه!؟ (رضا کيانيان- ماهيها عاشق ميشوند)
- يعني عشق اينقدر سخته؟ آره سخته، ولي سختيشم خوبه، عشق آدمو سبک ميکنه، اما سبک نميکنه. (گفتوگوي مهدي احمدي با هانيه توسلي- شبهاي روشن)
- شما مردم رو به حال خودشون بذارين. خودشون ميتونن از آيينهاشون محافظت کنن. (مريلا زارعي- گزارش يک جشن)
- با گلوله و سرب نميشه فکر مردمو عوض کرد. اين بار دين بايد بره به مصاف دين (عبدالرضا اکبري - روزهاي اعتراض)
- من روزي يه آهنگ با ناهارم ميخورم يکي با شامم. من آدما رو فقط تو ماشينم ميبينم نه تو دفتر اونا نه تو دفتر من (زنده ياد خسرو شکيبايي – حکم)
- تو ياد گرفتي که اون چيزي که هستي نباشي (خزر معصومي- به رنگ ارغوان)
- حرفاي خوب هميشه مال آدماي خوب نيست (هانيه توسلي- شبهاي روشن)
- اينجا نميشه به کسي نزديک شد، آدما از دور دوست داشتني ترن. اگه دو نفر به قيمت دوستي مجبور شن به هم دروغ بگن، بهتره تنهايي بشينن و به چيزايي که دوست دارن فکر کنن؛ تو اين ديار برد با اوناييه که از مخشون کار ميکشن. بخواي از دلت مايه بذاري سوختي؟! (داريوش ارجمند- آدم برفي)
- اگه روزنامه و راديو تلويزيون مال مردم باشه، حرف مردمو ميزنه. اگه مال دولت باشه، حرف دولت. حکومت نظامي هم فايدهاي نداره. (سعيد راد- خط قرمز)
- هروئين، حشيش، يوگا، جنگيري، تيام، فال و اين اداهاي تازه ژاپني و خلاصه انواع نشئگي براي واموندهها خوبه. آدميکه فکر ميکنه، يعني فکر داره، احتياج به اين جور مزخرفات نداره. (فريماه فرجامي-تيغ و ابريشم)
- ببين دلخوري، باش، عصباني هستي، باش، قهري، باش، هر چي ميخواي باشي، باش! ولي حق نداري با من حرف نزني، فَميدي؟ ( زنده ياد خسرو شکيبايي- خانه سبز)
- بابا جون وقتي نبودي نبودنت همه جا بود. (مريلا زارعي- دستهاي خالي)
- مردان بيعار، زنان بيكار، تلفنهاي خر تو خر، موضوع خوبيه، اما فكر نميكنم چاپ كنن (عزت الله انتظامي- خانه خلوت)
- کاش زندگي مانند جعبه موسيقي بود، صداها آهنگ بود؛ حرفها ترانه (سعيد پورصميمي- دلشدگان)
- سفره از صفاي ميزبان رنگين ميشه؛ نه از مرصع پلو (زنده ياد رقيه چهره آزاد- مادر)
- ترک عادات بد انگيزههاي خوب ميخواد (جمشيد هاشم پور- آوازقو)
- لعنت به جادهها اگه معنيشون جدائيه ( زنده ياد جميله شيخي- مسافران)
- رفاقت صداقته نه لاپوشوني و بيصداقتي (پرويز فلاحي پور- شب دهم)